مگرماپیروی حضرت علی نیستیم
بسمه تعالی
خطبه هاي اين هفته نماز جمعه شهرستان به امامت حجه السلام محرابي زاده ايراد شد. وي درخطبه دوم پس ازسفارش به تقوي به بيان مناسبتهاپرداخت.
وي گفت:جمعه14آبان28 ذيقعده روز فرهنگ عمومى است و فرهنگ عمومى به معناى فرهنگ غالب و گستردهاى است كه در ميان عموم جامعه رواج و رسوخ دارد و حوزهاى از عقايد، ارزشها، جلوههاى احساسى و هنجارهاست كه اجبار اجتماعى غير رسمى از آن حمايت مىكند و فراتر از گروهها و اقشار خاص در كليت جامعه مورد قبول است.
بر اين اساس، فرهنگ عمومى از سه حوزه اصلى ارزشها، عقايد، باورها و هنجارها تشكيل يافته است. در كشور ايران به دليل اهميت خاصى كه به اين موضوع داده مىشود، روز 14آبان به نام روز فرهنگ عمومى نامگذارى شده است و اين امر ضرورت توجه و بررسى به اين مفهوم را بيان مىكند.
چهاردهم آبان ماه كه از طرف شوراى عالى انقلاب فرهنگى به عنوان روز فرهنگ عمومى معرفى گرديده است، فرصتى است براى بازخوانى پرونده فرهنگ و فرهنگ عمومى. پروندهاى كه هيچگاه بسته نشده، نمىشود و نخواهد شد و موضوعى كه هميشه داغ و تازه است و هيچ گاه سرد و كهنه نمىشود.
سپس بااشاره به يكشنبه16آبان 30 ذيقعدهشهادت حضرت امام محمدتقى(ع) به بيان ويژه گيها وشخصيت امام جواد(ع)پرداختند
وهمچنين به مناسبت سالروز ازدواج فرخنده و مبارك حضرت على(ع) و حضرت فاطمه(س) و روز ازدواج و خانواده درادامه خطبه گفت:اساس ازدواج در اسلام بر سادگى است، نه بر تشريفات كه پدر مردم را درآورده است
ازدواجها در دوران انقلاب و به بركت آن آسان شد، چون تشريفات و سختگيريها كم شد. نگذاريد دوباره به خانه اول برگرديم. پدران و مادران، نسبت به مقدمات غير لازم ازدواج سختگيرى نكنند، جوانان كه سختگيرى ندارند. بگذارند ازدواج اسلامى انجام بگيرد. بگذارند ازدواج براى دختر مسلمان و زن جوانى كه در محيط اسلامى است، مثل ازدواج فاطمه زهرا(س) باشد؛ ازدواجى با پيوند عشقى معنوى و الهى و جوششى بىنظير ميان زن و مرد مؤمن و مسلمان و همكارى و همسرى به معناى واقعى بين دو عنصر الهى و شريف، اما بيگانه از همه تشريفات و زر و زيورهاى پوچ و بىمحتواى ظاهرى.(8) تشريفات ازدواج، پدرِ مردم را درآورده است.(9)
واقعا چه خبر است؟مگر نمىگوييم جهيزيه آن بزرگوار (حضرت فاطمه(س)) چيزهايى بود كه انسان با شنيدن آنها، اشكش جارى مىشود؟! مگر نمىگوييم كه اين زن والامقام، براى دنيا و زيور دنيا هيچ ارزشى قائل نبود؟! مگر مىشود روز به روز تشريفات و تجملگرايى و زر و زيور و چيزهاى پوچ زندگى را بيشتر كنيم و مهريه دخترانمان را زيادتر نماييم؟!
اوايل كه گاهى بعضيها مهريه عقد را يك خرده گران قرار مىدادند، ما شوخى مىكرديم و مىگفتيم شما كه مىخواهيد مثلا فلان قدر سكه قرار بدهيد، پس يكباره بگوييد 72 سكه! اما حالا مىبينيم كه تعيين مهريههاى گرانقيمت، واقعى شده است! واقعا چه خبر است؟ شما كه پدر آن دختر هستيد، آيا مىتوانيد ادعا كنيد كه پيرو پدر فاطمه(ص) هستيد؟! اين طورى نمىشود، ما بايد به حال خودمان فكرى بكنيم مىگويند: جهيزيه ما اين چيزها را داشت، آيا جهيزيه دختر شما هم اينها را دارد؟! تفاخر و تنافس! يا مثلا مىگويند كه ما عقدمان را در فلان سالن گرفتيم. البته حالا كه متأسفانه مرسوم شده است در هتلها مىگيرند كه كار بسيار بدى است. حتى گاهى شنيده يا ديده مىشود بعضى افرادى هم كه از آنها توقع نيست، براى تفاخر به همديگر، مراسم عقد خود را در هتلها و سالنها مىگيرند! نه، مراسم عقد را در اتاق خانه و حياط منزل خودتان يا همسايهتان بگيريد و مردم را دعوت كنيد، همينطور كه هميشه بوده است. اينگونه محيطها، يك محيط انس خانوادگى است تجملات براى يك جامعه، مضر و بد است. آن كسانى كه با تجملات مخالفت مىكنند، معنايش اين نيست كه از لذتها و خوشيهايش بىاطلاعند، نه، كار مضرى براى جامعه است، مثل يك دارو يا يك خوراكى مضر. با تجملات زيادى، جامعه زيان مىكند. البته در حد معقول و متداول، ايرادى ندارد، اما وقتى كه همينطور مرتب پاى رقابت و مسابقه به ميان آمد، از حد خودش تجاوز مىكند و به جاهاى ديگرى مىرود و اين براى جامعه مضر است. حالا چنانچه ما آن كار مضر را در عرصه ازدواج بياوريم و بخواهيم از آن استفاده كنيم، اين ديگر غلط اندر غلط خواهد شد، بسيار بد است.اين ميهمانىهاى پرسروصدا و هتلگرفتنها و خرجهاى زياد، كار آن طاغوتىها بود. اخيرا در روزنامه هم موردى را نوشته بودند كه چقدر خوب كردند كه نوشتند تا مردم بفهمند كه اين كارها زشت است. ما هميشه در خانههاى خودمان - يك اتاق، دو اتاق - عقد و عروسى مىگرفتيم، اگر هم نداشتيم، از همسايه قرض مىگرفتيم. مقدارى شيرينى و ميوه چيده مىشد، مىگفتيم، مىخنديديم، شوخى مىكرديم، خيلى هم خوش مىگذشت. البته آن طاغوتها و آدمهاى بدى كه بحمدالله ازاله شدند، اينطور برگزار نمىكردند. آنها به اين وضع قانع نبودند، در آن هتلها مىرفتند و ميهمانىهاى پرخرج و چنين و چنان برپا مىكردند.