دولت‏هاى گذشته شهامت اجراى هدفمندى يارانه‏ها را نداشتند

خطبه هاي نمازجمعه شهرستان رابراين هفته به امامت حجه اسلام والمسلمين محرابي زاده ايرادشد.

وي درخطبه دوم پس ازتوصيه به تقوي به بيان مناسبتهاپرداخت.بااشاره به شهادت حسين فهميده گفت: شيوه مقدس شهادت‏طلبى را كه قدرت اسلام و ايمان و رمز پيروزى است، حفظ مي كنيم ازخاك ايران درهرمقطع زماني دفاع مي كنيم.

وي درادامه بااشاره به 13آبان سالروز تسخيرلانه جاسوسي گفت: تسخير لانه جاسوسى نشان داد كه ملت ما در مقابل مستكبرى مثل آمريكاتا همه جا ايستاده است.همچنين خطيب جمعه رابربااشاره به سفرمقام معظم رهبري به قم گفت: استقبال مردم قم از رهبرى نشانه اوج علاقه مردم به اسلام است.سفر رهبرى توطئه دشمن براى جدايى قم از نظام را خنثى كرد. استقبال از رهبرى پايبندى مردم به ولايت‏فقيه رابه نمايش گذاشت. محرابي زاده درادامه بااشاره به هدفمند كردن يارانه ها گفت: دولت احمدى‏نژاد ازمقتدرترين دولت‏هاى جهان است. دولت‏هاى گذشته شهامت اجراى هدفمندى يارانه‏ها را نداشتندو هدفمندكردن يارانه‏ها موجب توسعه اقتصادى جامعه مى‏شود.

راه رسیدن به تقوی

 

راه رسيدن به تقوا

1 ـ عبادت:

يا أَيهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكمُ الَّذِي خَلَقَكمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكمْ لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/21].

در استقبال از فرخنده سالروز ميلاد دوازدهمين ستاره تابناك آسمان ولايت‏

پيرايش «فرهنگ انتظار» از آسيب‏ها و آفت‏ها

چكيده: اعتقاد به نجات‏بخش موعود «منجى»، به عنوان انسان برترى كه در آخرالزمان زمين را از عدالت پر مى‏سازد و انسانهاى در بند را رهايى مى‏بخشد، در همه اديان و مذاهب وجود دارد. اما آنچه كه در اين ميان شيعه را متمايز ساخته، اين است كه در اين مذهب «منجى موعود» تنها به عنوان يك آرمان مطرح نيست‏بلكه او به عنوان تداوم‏بخش رسالت انبيا، وارث اولياى الهى و در يك كلام «حجت‏خدا» بر روى زمين نيز مطرح است؛ حجتى كه زنده، شاهد و ناظر بر اعمال آدميان است. بنابراين نقش او در زندگى فردى و اجتماعى انسانها تنها به آخرالزمان و زمان ظهور منحصر نمى‏شود و وجود او در لحظه لحظه زندگى ساكنان زمين نقش دارد.

 از سوى ديگر باور مهدوى و فرهنگ انتظار در طول تاريخ با انديشه‏ها و برداشت‏هاى نادرست بسيارى درآميخته شده است. انديشه‏ها و برداشت‏هايى كه به تدريج تبديل به آسيب‏ها و آفت‏هاى جدى‏براى اساس و بنياد اعتقاد به ظهور منجى در فرهنگ شيعه شده‏اند. در عصر حاضر كه جامعه ما به شكل روزافزونى، به موضوع انتظار و ظهور روى آورده است، ضرورت شناسايى اين آسيب‏ها و آفت‏ها، بيش از هر زمان ديگر احساس مى‏شود و لازم است كه ضمن ترويج و توسعه فرهنگ انتظار، اين موضوع نيز مورد توجه جدى قرار گيرد.

 باور مهدوى و فرهنگ انتظار در طول تاريخ با انديشه‏ها و برداشت‏هاى نادرست بسيارى درآميخته شده است. انديشه‏ها و برداشت‏هايى كه به تدريج تبديل به آسيب‏ها و آفت‏هاى جدى براى اساس و بنياد اعتقاد به ظهور منجى در فرهنگ شيعه شده‏اند.

 شيعه معتقد است كه در آينده، مردى از نسل حضرت زهرا (س) ظهور خواهد كرد و با تشكيل آخرين دولت، پايان تاريخ را رقم خواهد زد. اين از اصول راهبردى باورهاى شيعه است. اصلى كه آينده را روشن مى‏سازد و جهت‏گيرى حركت شيعه را مشخص مى‏كند.

 ظهور حضرت مهدى(ع) همچون فانوسى است كه در اقيانوس متلاطم و ظلمانى دوران غيبت، ساحل امن و نجات را براى كشتى‏هاى طوفان‏زده مشخص مى‏سازد و از اين‏رو شيعه بايد پيوسته از اين فانوس الهى حفاظت كند و آن‏را از آسيب‏ها و آفت‏ها ايمن سازد؛ چرا كه در غير اين صورت فانوس‏هاى‏بدلى، جاى فانوس حقيقى را خواهند گرفت و مردم به جاى اين‏كه به ساحل نجات رهنمون شوند گرفتار گمراهى و سرگردانى مى‏گردند و نتيجه اين امر چيزى جز تأخير ظهور نخواهد بود.

 ايمن‏سازى و مصونيت بخشى به «اصل ظهور» متوقف بر «آفت‏زدايى» است و آفت‏زدايى متوقف بر «آفت‏شناسى» و «آسيب‏شناسى» است. بدون شناخت آسيب‏ها نمى‏توان عمليات ايمن‏سازى و حفاظت را اجرا نمود. در اين نوشتار برآنيم تا به برخى از اين موارد اشاره كنيم و لذا مسأله «آسيب‏شناسى ظهور» را در دو قلمرو بررسى خواهيم كرد.

 قلمرو اول «هنگامه ظهور» است؛ يعنى چه زمانى و در چه شرايطى پديده ظهور اتفاق خواهد افتاد. قلمرو دوم «شيوه ظهور» است كه به مسأله حوادث پس از ظهور مى‏پردازد و به اين سؤال كه دولت مهدوى چگونه حاكميت يافته و تشكيل مى‏شود؛ پاسخ مى‏دهد.

1. هنگامه ظهور

 برخى از آسيب‏هاى موضوع ظهور مربوط به «هنگامه ظهور» است. هنگامه ظهور، يعنى زمانى‏كه ظهور اتفاق خواهد افتاد. بديهى است كه مراد از زمان، زمان تقويمى نيست. زمان تقويمى را كسى جز خداوند متعال نمى‏داند. بلكه مراد از زمان ظهور، زمان پيش‏شرطى و زمان زمينه‏اى است. بنابراين وقتى‏از هنگامه ظهور پرسش مى‏شود، مقصود اين است كه پيش‏شرط ظهور چيست؟ زمينه ظهور حضرت كدام است؟ و در چه شرايطى حضرت مهدى(ع) ظهور خواهد كرد؟

 1-1. اهميت و ثمره بحث: مسأله هنگامه ظهور از آن جهت اهميت دارد كه مشخص مى‏سازد براى ظهور چه مقدماتى لازم است (مقدمات ظهور) و براى تحقق مقدمات و زمينه‏ها، چه وظايفى بر عهده شيعه است (وظايف منتظران). پاسخ به پرسش هنگامه ظهور، جهت حركت شيعه را مشخص مى‏سازد. پاسخ درست، مسير درست را مشخص مى‏كند و پاسخ نادرست، شيعه را به بيراهه كشانده و ظهور را به تأخير مى‏اندازد.

 به بيان ديگر پاسخى كه به پرسش هنگامه ظهور داده مى‏شود، تأثير مستقيم و غيرقابل انكارى در بحث «انتظار» خواهد داشت. انتظار و چگونگى آن از مسايل بنيادين در دوران غيبت است كه نمى‏توان به سادگى از كنار آن گذشت. تعريف دقيق انتظار، فرهنگ انتظار و وظايف منتظران، متوقف بر داشتن پاسخى صحيح، منطقى و متين براى پرسش هنگامه ظهور است. از اين‏رو مسأله آسيب‏شناسى و آسيب‏زدايى در قلمرو هنگامه ظهور، از اهميت فوق‏العاده‏اى برخوردار است.

 2-1. آسيب‏شناسى هنگامه ظهور: يكى از آسيب‏هاى مرتبط با هنگامه ظهور اين است كه گمان مى‏شود «فراگيرى و جهان شمولى فساد» پيش‏شرط ظهور است. برخى معتقدند تا جهان پر از ظلم و فساد نشود، حضرت مهدى(ع) ظهور نخواهد كرد و شايد پاسخ اين گروه به اين پرسش كه «چرا حضرت مهدى(ع) در غيبت است؟» اين باشد كه: چون هنوز مناطقى از جهان را فساد فرا نگرفته است. در اينجا براى آشنايى بيشتر با اين ديدگاه، دلايل معتقدان آن و آثارى را كه اين ديدگاه بر انديشه انتظار دارد، بررسى مى‏كنيم.

 الف) دليل: دليل كسانى كه معتقدند جهان‏شمولى فساد پيش‏شرط ظهور است، رواياتى است كه مى‏گويند حضرت مهدى(ع) زمانى ظهور مى‏كند كه جهان پر از ستم شده است.

 روايات فراوانى وجود دارند كه درباره جهان پيش از ظهور، از تعبير «كما ملئت ظلماً و جوراً» استفاده كرده‏اند. مثلاً رسول خدا (ص) مى‏فرمايد: لاتقوم الساعة حتى تمتلئ الارض ظلماً و عدواناً، ثمّ يخرج رجل من عترتى فيملؤها قسطاً و عدلاً كما ملئت ظلماً و عدواناً. قيامت برپا نمى‏شود تا زمانى كه زمين از ستم و دشمنى آكنده شود، آنگاه مردى از خاندان من قيام كند و زمين را همچنان كه از ظلم و جور آكنده شده، از عدل و داد پر كند.

 و يا در كلام ديگرى مى‏فرمايد: لولم‏يبق من الدّهر إلاّيوم لبعث الله تعالى رجلاً من أهل بيتى يملؤها عدلاً كما ملئت جوراً. اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقى مانده باشد، خداوند مردى از خاندان مرا برمى‏انگيزد كه دنيا را پر از داد مى‏كند همچنان كه پر از ستم شده است.

 از چنين رواياتى اين برداشت را كرده‏اند كه فراگيرى فساد، پيش‏شرط ظهور است. در بحث‏هاى بعدى به تحليل اين بعد از روايات مهدويت خواهيم پرداخت و مشخص خواهيم ساخت كه مراد از اين تعبيرها چيست.

 ب) تأثير اين نظريه بر فرهنگ انتظار: اين نظريه تأثير مستقيمى بر فرهنگ انتظار و تعيين وظايف منتظران دارد. انگاره‏اى كه از دل نظريه فوق در باب انتظار بيرون مى‏آيد، نفى امر به معروف و نهى از منكر و تعطيلى هرگونه حركت اصلاح‏طلبى است. گروهى از كسانى كه پيش‏شرط ظهور را فراگيرى‏فساد مى‏دانند، بر اين باورند كه نبايد جلوى فساد را گرفت. از ديدگاه اينان، هرگونه مانع‏تراشى در راه انجام فساد و منكرات، منجر به تأخير در ظهور مى‏شود. امام خمينى(ره) درباره اين گروه مى‏فرمايد: يك دسته‏اى مى‏گفتند كه خوب، بايد عالم پر از معصيت بشود تا حضرت بيايند، ما بايد نهى از منكر نكنيم، امر به معروف هم نكنيم تا مردم هركارى مى‏خواهند بكنند، گناهان زياد بشود كه فرج نزديك بشود.

 كسانى كه اين انگاره را پذيرفته‏اند، بر اين باورند كه چون راه ظهور، گسترش فساد است، وظيفه منتظران، سكوت در برابر منكرات و اجازه گسترش فساد است و بر اين اساس معتقدند هر نوع تلاش براى‏جلوگيرى از فساد و توسعه صلاح و فلاح، حركت ضدانتظار است كه موجب به تأخير افتادن ظهور مى‏شود.

 3-1. نقد: در نقد اين ديدگاه بايد گفت كه اگرچه روايات مورد استناد صحيح‏اند، اما استنباطى كه از آن‏ها شده درست نيست. سؤال اين است كه روايات مورد استناد، بيان‏گر «توصيف زمان ظهور»ند يا بيان‏گر «پيش‏شرط ظهور»؟ فرق است ميان اين‏كه گفته شود ويژگى‏هاى اجتماعى هنگامه ظهور چيست و اين‏كه گفته شود پيش‏شرط ظهور حضرت مهدى(ع) چيست. مورد اول ويژگى‏هاى‏جامعه جهانى را به هنگام ظهور توصيف و پيش‏بينى مى‏كند، ولى مورد دوم شرط ظهور حضرت مهدى(ع) را توضيح مى‏دهد. بديهى است كه ميان اين دو، تفاوت وجود دارد. به عنوان نمونه اگر گفته شود در فصل بهار فرزند فلان خانواده متولد مى‏شود؛ آيا بدين معناست كه فصل بهار علت ولادت است يا فصل بهار توصيف هنگامه ولادت است؟ در بحث ما نيز همين مسأله صادق است. خيلى فرق است ميان اين‏كه بگوييم «حضرت مهدى(ع) چون فساد فراگير شود ظهور مى‏كند» يا اين‏كه بگوييم «حضرت مهدى(ع) در زمانى كه فساد فراگير است ظهور خواهد كرد.» ميان اين دو تفاوت ظريفى وجود دارد.

 فهم متون دينى نيازمند كار كارشناسى است. بايد مجموعه متون دينى را مورد توجه قرار داد تا به نتيجه منطقى رسيد. در متون دينى هيچ‏گاه از «فراگيرى ستم» به عنوان علت ظهور ياد نشده تا در نتيجه گفته شود كه راه تعجيل در فرج حضرت، توسعه فساد است! بلكه در متون حديثى تصريح شده كه پيش‏شرط ظهور، تغيير جامعه و حركت آن به سمت صلاح و فلاح است. اين‏كه در بحث روش‏شناسى‏فهم متون دينى گفته مى‏شود بايد مجموعه روايات را مورد توجه قرار داد تا بتوان ديدگاه دين را استخراج نمود، به همين دليل است.

 مطالعه ديگر روايات نشان‏گر اين حقيقت است كه تمركز بر بخشى از احاديث و ناديده گرفتن برخى‏ديگر، عامل انحراف در فهم متون و موجب تحريف در ديدگاه دين مى‏گردد. در ادامه به روايتى‏در زمينه پيش‏شرط ظهور اشاره مى‏كنيم تا اين بحث روشن‏تر گردد:

 كسى از امام باقر(ع) مى‏پرسد كه چه وقت ظهور حضرت مهدى(ع) اتفاق مى‏افتد تا دل ما شاد گردد؟ حضرت در قالب بيان يك حكايت آموزنده، تاريخ را به سه دوره؛ زمان گرگ‏صفتى، زمان ميش‏صفتى و زمان ترازو تقسيم كرده و روشن مى‏سازد كه در كداميك از اين دوره‏ها، امكان ظهور وجود دارد.

 حكايت اين است كه عالم فرزانه‏اى، فرزندى داشت كه نسبت به دانش و فضل او بى‏رغبت بود و لذا بهره‏اى از دانش پدر نبرده بود. در مقابل همسايه‏اى داشت كه از دانش او بهره‏هاى فراوان برده بود. عالم فرزانه، هنگام مرگ به فرزند خود گفت اگر پس از من به تو رجوع كردند و با مشكل روبه‏رو شدى از اين مرد همسايه كمك بخواه. پس از مدتى، پادشاه خوابى ديد و براى تعبير خواب خود فرزند عالم فرزانه را احضار كرد. او به همسايه مراجعه كرد و از وى نظرخواهى نمود. همسايه فرزانه گفت: در تعبير خواب پادشاه بگو كه اكنون زمان گرگ است، ولى وقتى پاداش را گرفتى سهم مرا نيز بده. فرزند عالم نزد پادشاه رفت و پس از تعبير خواب او، پاداش خوبى گرفت، اما با كمال شهامت به وعده خود با همسايه عمل نكرد.

 پس از مدتى دوباره جريان تكرار شد. فرزند عالم با عذرخواهى و خجالت نزد همسايه رفت. همسايه به او گفت: بگو اكنون زمان ميش است. ولى اين‏بار سهم مرا از پاداش فراموش نكن.... فرزند عالم پس از گرفتن پاداش به ترديد افتاد كه چه كند آيا سهم همسايه را بدهد يا نه؟ ولى بالاخره از اين كار چشم‏پوشى نمود. وقتى براى بار سوم قضيه تكرار شد، فرزند عالم قول داد كه اين‏بار به وعده خود عمل كند. همسايه فرزانه نيز به او گفت: به پادشاه بگو اكنون زمان ترازو است. فرزند عالم پس از گرفتن پاداش فوراً نزد همسايه رفت و سهم او را تقديم كرد. همسايه فرزانه در اينجا كلام بسيار مهمى دارد. به او گفت:من از آغاز نيز چشم‏داشتى به اين مال نداشتم ولى تو فرزند زمان خود هستى. زمان اول زمان گرگ بود و تو چون گرگ حق مرا غارت كردى. زمان دوم زمان ميش بود كه دلش مى‏خواهد ولى عمل نمى‏كند، تو هم دلت مى‏خواست كه حق مرا بدهى ولى عمل نكردى و اما زمان سوم زمان ترازو بود و تو به وعده خودت عمل كردى. همه پاداش از آن تو.

 امام باقر(ع) با بيان اين حكايت مى‏خواهد بفرمايد كه در دوره «گرگ‏صفتى» حق امامت غصب شد، در دوره «ميش‏صفتى» مردم مى‏خواهند حق ما را بدهند ولى حال آن را ندارند و در دوره سوم كه دوره «عدالت» است مردم حق ما را خواهند داد. اين‏ها دوره‏هاى سه‏گانه تاريخ امامت‏اند. مدار و محور اين دوره‏هاى سه‏گانه، مردم‏اند. اگر مردم تغيير كنند، زمان ظهور فرا خواهد رسيد.

 بر اساس اين حديث شريف، پيش‏شرط ظهور، عدالت‏خواهى مردم است. امام عدالت، امت عدالت‏خواه مى‏خواهد. دولت عدالت، جامعه عدالت‏پذير مى‏خواهد. جامعه فاسد، امام عدالت را نمى‏پذيرد. مردم فاسد، دولت عدالت را تحمل نمى‏كنند؛ همان‏گونه كه امام على(ع) را تحمل نكردند.

 اگر ظهور در جامعه فاسد روى دهد، امام مهدى(ع) نيز فرجامى چون ديگر امامان خواهد داشت. بنابراين پيش‏شرط ظهور، توسعه عدالت‏خواهى است. گفتمان جامعه بشرى بايد به گفتمان عدالت تبديل شود تا زمنيه ظهور حضرت مهدى(ع) فراهم گردد. البته حركت به سوى عدالت، حركتى مردمى و توده‏اى است كه در بدنه جامعه جهانى بايد صورت بگيرد. اگر چنين اتفاقى بيفتد، طبيعى است كه سران كفر و الحاد ساكت نخواهند نشست و ظلم و جور خود را دامنه‏دارتر خواهند كرد؛ همان‏گونه كه هم اكنون كفر جهانى براى مقابله با نهضت مهدويت برنامه‏هاى شيطانى طراحى و اجراى آن‏ها را آغاز كرده است و بدون ترديد اين روند موجب توسعه فساد مى‏گردد، هرچند از سوى‏ديگر موج عدالت‏خواهى و حركت به سوى منجى عدالت‏گستر نيز رو به افزايش است.

 بنابراين، اين تصور كه پيش‏شرط ظهور، توسعه فساد است، با متون دينى و عقل سليم ناسازگار است. فراگيرى فساد، توصيف زمان ظهور است نه علت ظهور. برهمين اساس مفهوم انتظار يعنى تلاش براى‏غالب كردن گفتمان عدالت و ترويج عدالت‏خواهى در مردم و جامعه منتظر، جامعه‏اى است كه در راه توسعه عدالت‏خواهى و عدالت‏پذيرى تلاش مى‏كند.

2. شيوه ظهور

 برخى ديگر از آسيب‏هاى ظهور، مربوط به «شيوه ظهور» و به قدرت رسيدن حضرت مهدى(ع) است. مى‏دانيم كه در دوران ظهور، حكومت واحدى در سراسر جهان شكل مى‏گيرد و حضرت مهدى(ع) در رأس اين حكومت قرار مى‏گيرد، حال اين سؤال مطرح است كه چگونه آن حضرت به اين قدرت مى‏رسد. يكى از مباحث مهم در هر حاكميتى، مكانيسم كسب قدرت است. اين‏كه ساز و كار كسب قدرت چيست از مباحث مهم فلسفه سياسى است. سؤال اين است كه ساز و كار كسب قدرت در دولت مهدوى كه نمونه كامل دولت امامت و ولايت است چيست؟ و حضرت مهدى(ع) از چه شيوه‏اى براى رسيدن به قدرت استفاده خواهد كرد؟

 1-2. اهميت و فايده بحث: در بحث ظهور نمى‏توان مسأله شيوه كسب قدرت را ناديده گرفت و از آن چشم‏پوشى كرد. امروز دنيا نسبت به اين مسأله حساس است و سؤال‏ها و شبهه‏هاى فراوانى در اين زمينه دارد. ما نمى‏توانيم افكار عمومى را ناديده بگيريم. ظهور، ميان زمين و آسمان و در خلأ اتفاق نمى‏افتد. ظهور در اين دنيا و در ميان همين مردمى اتفاق مى‏افتد كه سؤال‏ها و شبهه‏هاى فراوانى دارند. اگر حكومت حضرت يك حكومت جهانى است، نمى‏توان به جز شيعه، بقيه مردم را ناديده گرفت. جهان امروز، نزديك به شش ميليارد نفر جمعيت دارد كه از اين ميزان، قدرى بيش از يك ميليارد نفر آن مسلمان‏اند و در ميان مسلمانان، جمعيت شيعه حدود صدميليون نفر است.

 شيعه اگر معتقد است دولتى كه او معرفى مى‏كند، دولت پايان تاريخ است، بايد بتواند پاسخ قانع‏كننده‏اى براى خيل مردمى داشته باشد كه شيعه نيستند و سؤالات فراوانى دارند. البته هميشه انسان‏هاى مغرض وجود خواهند داشت، اما اكثريت را كسانى تشكيل مى‏دهند كه اگر پاسخ قانع‏كننده‏اى بيابند، خواهند پذيرفت و اين جمعيت تشنه، يكى از نگرانى‏هايش، شيوه به قدرت رسيدن دولت پايان تاريخ در انديشه شيعى است. اينجاست كه بحث شيوه ظهور اهميت مى‏يابد. يافتن پاسخ صحيح و منطقى براى اين پرسش، اولاً به ما كمك خواهد كرد كه حوادث پس از ظهور را تبيين و تبليغ كنيم و ثانياً وظيفه منتظران را در تهيه ابزار قدرت، مشخص مى‏سازد. اگر بناست حضرت مهدى(ع) قدرت جهان را در دست بگيرد، بايد در دوران غيبت و انتظار، ابزار قدرت را فراهم ساخت. هر پاسخى كه به پرسش دوم داده شود، در وظيفه منتظران تأثير مستقيم خواهد داشت و مسير حركت در اين زمينه را تعيين خواهد كرد.

 2-2. آسيب‏شناسى شيوه ظهور: برخى ظهور حضرت را ظهور سرخ و خونين مى‏دانند و بر اين باورند كه ايشان در اثر جنگ و خون‏ريزى‏هاى فراوان، حاكميت مى‏يابد. اين مسأله دستاويزى براى مخالفان مهدويت شيعى شده تا براى مردم دنيا اين‏گونه جا بيندازند كه فرجام تاريخ از نظر شيعه، فرجامى است خونين و دردناك كه در آن با زور شمشير و سرنيزه حكومتى به مردم جهان تحميل مى‏گردد. دوران معاصر، دوره نبرد الگوهاى فرجام تاريخ و نظريه‏هاى پايان تاريخ است. در اين نبرد كسى پيروز است كه الگوى بهترى ارائه دهد. اگر ظهور حضرت متوقف بر رويكرد جامعه بشرى به عدالت مهدوى است، راه رسيدن به آن ارائه تصويرى روشن و منطقى از آن است. اگر بناست بشريت در ظهور حضرت به خاك و خون كشيده شود، آيا مى‏توان انتظار همراهى از آنان داشت؟ آيا مى‏توان آنان را منتظر ظهور نمود؟ آن تصوير خشونت‏بارى كه اردوگاه ليبرال دموكراسى از مهدويت شيعى ارائه مى‏دهد، مبتنى بر برخى سخنانى است كه شيعه خود در اين‏باره گفته است؛ بدون اين‏كه به حساسيت مسأله توجه داشته باشد و تحليل منطقى از اين بحث ارائه دهد. از اين‏رو بررسى دوباره موضوع اهميت دارد.

 

 3-2. دليل: بخشى از روايات مهدويت، اختصاص به درگيرى‏هاى هنگام ظهور دارد. در اين دسته، رواياتى وجود دارند كه دامنه درگيرى‏ها را بسيار گسترده و آمار كشته‏شدگان را بسيار زياد نقل مى‏كند. در اين بحث در پى نقل اين متون نيستم، شما كم و بيش از اين متون خبر داشته و گوشه‏هايى از آن را شنيده و يا خوانده‏ايد.

 4-2. نقد: همان‏گونه كه اشاره شد، روايات فوق مبناى نظريه «جنگ براى تحميل» شده است. در اين نظريه حضرت مهدى(ع) ظهور مى‏كند و پس از درگيرى‏ها و خونريزى‏هاى بسيار فراوان، حاكميت خود را بر پهنه گيتى مى‏گستراند. اما اين نظريه با اشكالات فراوانى روبه‏روست؛ چرا كه يك نظريه اگر مخصوص بخشى از يك حقيقت باشد بايد با ديگر اجزاء هماهنگ باشد. اصل هماهنگى ميان اجزاى يك مجموعه، ضرورت نظريه‏پردازى است و ناهماهنگى نشانه نادرستى يك يا چند نظريه درونى مى‏باشد. نظريه «جنگ براى تحميل» نيز با ديگر بخش‏هاى نظريه مهدويت و دولت امامت ناهماهنگ است. اين ناهماهنگى در سه حوزه است كه بدان مى‏پردازيم:

 الف) نظريه «جنگ براى تحميل» نمى‏تواند پديده «غيبت» را تحليل كند. غيبت يكى‏از عناصر مهم در فرهنگ مهدوى است. اگر بناست كه براى حاكميت امام زمان(ع) نبردهاى‏تحميل‏كننده انجام شود، ديگر نيازى به اين غيبت طولانى نمى‏بود؛ از همان آغاز اين نبردها مى‏توانست آغاز شود و حكومت حضرت مستقر گردد. پس راز حدود دوازده قرن غيبت چيست؟ شايد گفته شود حضرت مهدى(ع) در آغاز امامت بيش از پنج سال سن نداشته است و به همين دليل غايب شده است. اما روشن است كه كمى سن نمى‏تواند توجيه عقلانى براى دوازده قرن غيبت باشد. اگر كمى سن دليل غيبت است و اگر بناست به وسيله جنگ حكومت حضرت برپا گردد، چند دهه غيبت براى تكميل سن كافى بود. اين نشان‏گر ناكارآمدى نظريه «جنگ براى تحميل» در تحليل پديده غيبت است.

 ب) همان‏گونه كه در بحث آسيب‏شناسى هنگامه ظهور گذشت، روايات معصومين(ع) و تحليل‏هاى عقلانى، پيش‏شرط ظهور حضرت مهدى(ع) را «آمادگى اجتماعى» مى‏دانند؛ اگر چنين است، نظريه «جنگ براى تحميل» با اين بخش از فرهنگ مهدويت نيز در تضاد است. اگر ظهور نيازمند آمادگى اجتماعى است؛ اگر غيبت، فرصتى براى كسب آمادگى است و اگر انتظار، تلاش براى آماده‏سازى است، «جنگ براى تحميل» چه معنايى خواهد داشت؟ اين نظريه با هيچ يك از آن مفاهيم سه‏گانه نيز همخوانى ندارد.

 ج) برخى از رواياتى كه به موضوع نبردهاى پس از ظهور پرداخته‏اند، تأكيد كرده‏اند كه هدف اين نبردها، منافقان و معاندان هستند و بر اين اساس عموم مردم در صف مقابل قرار نمى‏گيرند. نظريه جنگ براى تحميل با اين دسته از روايات هم ناسازگار است. در انديشه دينى حتى منافق تا وقتى يك شهروند باشد، در امان است و تنها زمانى كه قصد براندازى داشته باشد، با او برخورد مى‏شود. در عصر ظهور، اگر معاندان و منافقان بخواهند مانع استقرار دولت مهدوى شوند، با آنان ستيز خواهد شد. دولت امامت، هيچگاه خود را با خشونت و تهديد بر مردم تحميل نكرده است. خانه‏نشينى حضرت على(ع) و انزواى معصومان(ع) دليل روشن اين حقيقت است. ستيز امام زمان(ع) با كسانى است كه در برابر اين جريان حق (كه خواست عمومى است) سد ايجاد مى‏كنند.

 5-2. ماهيت نبردهاى ظهور: اگر سؤال شود كه آيا هيچ جنگى در آستانه تشكيل دولت مهدوى رخ نمى‏دهد؟ پاسخ آن منفى است. روايت‏هاى زيادى، اصل مسأله درگيرى را تأييد و حتى برخى ويژگى‏هاى آن‏را نيز مشخص كرده‏اند. اما اگر سؤال شود كه آيا پايه‏هاى حكومت مهدوى بر كشتار و خون‏ريزى توده مردم (همان‏ها كه دولت مهدوى مى‏خواهد بر ايشان حكومت كند) استوار است؟ پاسخ منفى است. بدون ترديد نبرد و درگيرى‏هاى نظامى سختى در خواهد گرفت اما سؤال اين است كه آيا اين درگيرى‏ها به خاطر تحميل يك ايده به مردم است؟ يا دليل ديگرى دارد؟ آيا شمشير حضرت مهدى(ع) شمشير تحميل حكومت به مردم است يا شمشير مبارزه با كسانى است كه در برابر خواست عمومى بشريت براى تحقق عدالت صف‏آرايى مى‏كنند؟ ميان اين دو تفاوت وجود دارد. گاهى يك نفر يا يك گروه با تكيه بر سرنيزه حاكميت خود را به مردم تحميل مى‏كند و گاهى جامعه‏اى به پامى‏خيزد و عليه ستم قيام مى‏كند ولى زورگويان در برابر آنان مقاومت مى‏كنند و لذا مردم نيز با آنان مى‏جنگند.

 نمونه بارز آن در انقلاب اسلامى ايران اتفاق افتاد. حضرت امام خمينى(ره) و ياران او جنگيدند و شهداى زيادى تقديم انقلاب كردند. سؤال اين است كه اين جنگ و كشتار به خاطر چه بود؟ آيا به زور سرنيزه به مردم مى‏گفتند كه بايد انقلاب كنيد و لذا نبرد آغاز شد؟ يا اين‏كه مردم قيام كردند تا حكومت اسلامى تشكيل دهند ولى صاحبان زر و زور و تزوير در برابر اين خواست عمومى ايستادند و لذا مردم هم تا اندازه‏اى كه لازم بود با آنان درگير شدند؟ داستان نبردهاى ظهور نيز همين‏گونه است؛ نبردى است براى برچيدن سدهايى كه ظالمان در راه تحقق عدالت ايجاد كرده‏اند. پيش‏شرط ظهور، خواست عمومى بشر است. صورت مسأله اين است كه ابتدا بشر آماده پذيرش دولت مهدوى شده و آن‏گاه او ظهور مى‏كند. اما ابرقدرت‏هايى كه منافع ظالمانه خود را در خطر مى‏بينند در برابر مهدى موعود مقاومت مى كنند.

 

خطبه های نماز جمعه        تاریخ6/6/88

 ((نماز جمعه اين هفته به امامت حجه اسلام والمسلمین محرابی زاده امام جمعه شهرستان رابر اقامه گرديد))

در خطبه اول پس از توصيه به تقوي، سخنانی پیرامون فضیلتهای  ماه مبارک رمضان ایرادکردند.ایشان طی سخنانی فرمودند:رمضان به چه معناست؟مرحوم دهخدا در لغت نامه خود کلمه رمضان یعنی سنگ گرم که پای روندگان می سوزد که گویا دراین ماه جگرروزه داران دراین ماه می  سوزد.سوختن هوای نفس وسوختن گناهان.امادررابطه باماه مبارک رمضان آیات زیادی درقرآن مجیدوروایات زیادی ازائمه اطهار معصومین بزرگوار برای ماارزانی شده ودراختیارماقرارگرفته،نبی مکرم اسلام(ص)می فرماید:ماهیست ماه رمضان که اول این ماه بارحمت خداوند متعال آغازودروسط ماه بامغفرت خداوند متعال همراه ودرآخرماه اجابت هست،وآزادی از آتش جهنم به برکت این ماه هست.که خیلی ازانسانهادراین ماه ازآتش جهنم آزادمی شوندبه واسطه دعا واستغاری که دراین ماه باخدادارند.

ایشان در ادامه خطبه اول گفت:مردم,ماهی به سوی شما آمده است که ماه بابرکت،بارحمت وبامغفرت هست ،درنزد خداوند متعال ازبهترین ماه هاست،روزهای اوازبهترین روزهاست،وشبهای این ماه ازبهترین شبهاست،ولحظه های این ماه ازبهترین لحظات است،این ماهی است که خداوند متعال شمارادعوت به مهمانی می کنددراین ماه شماازاهل کرامت می شویدکسانی که این ارزش ومنزلت راپیدامیکنیدکه بیایید به مهمانی خداوندمتعال،مهمانی که بسیار باارزش هست،نفس کشیدن های شمادراین ماه ثواب ذکروتسبیح دارد.خوابیدن شمادراین ماه ارزش عبادت وشب زنده داری دارد.مادرطول سال اعمالی که انجام میدهیم معلوم نیست موردقبول خداوند متعال باشد یانه،اما پیامبراکرم(ص)به مامی فرماید: عملهای شماعبادتهای شما دراین ماه مورد قبول خداوند متعال است.خطیب جمعه گفت:اگرسفره های افطار مارنگین باشد ودرسفره های فقرا نان خشک باشدروز قیامت باید جوابگوباشیم.

خطبه دوم:

درخطبه دوم ايشان پس از توصيه به تقوي به بیان مناسبتها پرداختندوبااشاره به درگذشت مرحوم عبدالعزیزحکیم رئیس مجلس اعلی اسلامی عراق گفت:کسی که سالهای زیادی به مبارزه بارژیم صدام وبعدازاوباآمریکامبارزه کردوجانش رادراین مبارزه باخداوند متعال معامله کرد.مرحوم عبدالعزیزحکیم که دهمین فرزند ازشهید محسن حکیم بود.

خطیب جمعه درقسمت دیگری ازسخنان خودگفت:صدام هفت نفر ازخانواده حکیم رابه شهادت رساندوهشتمین آنهاکه محمد باقر حکیم می باشددرانفجار بمب که 7شهریور ماه بعدازنماز جمعه درمقابل حرم علی(ع)به شهادت رسید.محرابی زاده بااشاره به یکشنبه 8شهریورماه گفت:انفجار دفترنخست وزیری وشهادت شهیدان بزرگوارشهیدرجایی وباهنراست وبه همین مناسبت هفته دولت نامگذاری شده است.

محرابی زاده  شهرستان شدن رابر رامدیون خون شهدا خواند وگفت اگربه برکت خون این 351شهید نبود مسئولین هرچقدرهم تلاش میکردندبه مقصود نمی رسیدند.وی درادامه از سردارحاج قاسم سلیمانی تشکرکردوگفت تلاشهای بی وقفه سردارسلیمانی درشهرستان شدن رابر نقش به سزایی داشت.

 

سیمای شب قدر

 

سيماي شب قدر

1. شبي بهتر از هزار ماه

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):... أَيهَا النَّاسُ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ خَصَّكمُ اللَّهُ بِهِ وَ حَضَرَكمْ وَ هُوَ سَيدُ الشُّهُورِ لَيلَةٌ فِيهِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ تُغْلَقُ فِيهِ أَبْوَابُ النَّارِ وَ تُفَتَّحُ فِيهِ أَبْوَابُ الْجِنَانِ فَمَنْ أَدْرَكهُ وَ لَمْ يغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ مَنْ أَدْرَك وَالِدَيهِ وَ لَمْ يغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ[الكافي، ج4، ص67].

2. شب عبادت و بيداري

ـ رسول الله(ص)در ده شب آخر ماه رمضان رختخوابشان را جمع و اهلش را در شب 23 بيدار مي كرد و حتى آب به صورتشان مى‏پاشيد تا نخوابند وفاطمه(ع)با كم غذا دادن در آن شب و فرصت خوابيدن در روز بستگانشان را آماده احيا مي كردند و مي فرمود: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):وَ تَقُولُ مَحْرُومٌ مَنْ حُرِمَ خَيرَهَا[مستدرك الوسائل، ج7، ص470].

3. شب تقدير مقدرات

در نظام هستى حساب دقيق در كار است:

... وَ كلُّ شَيءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدارٍ[رعد/8].

... قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكلِّ شَيءٍ قَدْراً[طلاق/3].

ـوَ إِنْ مِنْ شَيءٍ إِلاّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ[حجر/21].

ـإِنّا كلَّ شَيءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ[قمر/49].

بنابر اين انسان هم در عالم اجل دارد:وَ لَنْ يوخِّرَ اللّهُ نَفْساً إِذا جاءَ أَجَلُها....[منافقون/11].

رزق دارد:لَهُ مَقالِيدُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ يبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يشاءُ وَ يقْدِرُ...[شورى/12].

اين اجل و رزق بايد در زمانى معين شود.

ـ اين زمان شب قدر است:فِيها يفْرَقُ كلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ[دخان/4].

ـ هر كار محكمى در آن شب فيصله داده مي شود.

ـ در آن شب برنامه‏هاى كلى الهى تجربه و تقسيم مى‏شود.الميزان.

ـ در آن شب هر امرى با حكمت معين و ممتاز مي گردد. (قمشه‏اى).

ـو كم من فتى يمسي و يصبح آمنا و قد نسجت أكفانه و هو لا يدري[ديوان الإمام علي (ع)،ص196]

ـو كم من عروس زينوها لزوجها و قد قبضت ارواحهم ليلة القدر[روح البيان، ج10، ص482].

شب قدر مقدرات يك سال تحكيم ميشود: فوق السند.

4. شبي مبارك وخجسته

ـ شب بسيار مباركى است:

إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيلَةٍ مُبارَكةٍ...[دخان/3].

5. شب نزول ملائكه

16ـو ما ادراك ما ليلة القدر[قدر/2].

17ـلَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ[قدر/3].

احيا و عبادت آن شب از هزار ماه بيشتر است.

18ـتَنَزَّلُ الْمَلائِكةُ وَ الرُّوحُ...[قدر/4].

علامه طباطبايى مي فرمايد:... قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي...[اسراء/85].

صافى از امام صادق(ع):... قَالَ الرُّوحُ هُوَ أَعْظَمُ مِنْ جَبْرَئِيلَ إِنَّ جَبْرَئِيلَ مِنَ الْمَلَائِكةِ وَ إِنَّ الرُّوحَ هُوَ خَلْقٌ أَعْظَمُ مِنَ الْمَلَائِكةِ...[الكافي، ج1، ص385].

19ـسَلامٌ هِي...[قدر/5].

سلامتى و عنايت و رحمت خدا در آن شب تا صبح شامل متعبدين مي شود.

شبى كه ملائكه بر امام زمان نازل ميشود، چون همان گونه كه در زمان رسول خدا(ص)بر رسول نازل مي شدند، در زمان امام بر امام نازل مي شود.

6. روز قدر مثل شب قدر

ـ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ:لَيلَةُ الْقَدْرِ فِي كلِّ سَنَةٍ وَ يوْمُهَا مِثْلُ لَيلَتِهَا[تهذيب الأحكام، ج4، ص331].

7. شبي مجهول بين شب ها

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ:لَيلَةُ الْقَدْرِ هِي أَوَّلُ السَّنَةِ وَ هِي آخِرُهَا[الكافي، ج4، ص160].

آن شب در ماه رمضان است:

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ...[بقره/185].

زراره از امام صادق(ع)نقل مي كند كه: قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ(ع):التَّقْدِيرُ فِي لَيلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيلَةِ ثَلَاثٍ وَ ِشْرِينَ[الكافي، ج4، ص159].

قيل إمروالقيس: يا أمير المؤمنين! قال هو قيل: فأخبرنا عن ليلة القدر. قال: ما أخلو من أن أكون أعلمها فأستر علمها و لست أشك أن الله إنما يسترها عنكم نظرا لكم لأنه لو أعلمكموها عملتم فيها و تركتم غيرها[شرح نهج البلاغة، ج20، ص154].

3ـعَنْ حُمْرَانَ أَنَّهُ سَأَلَ أَبَا جَعْفَرٍ (ع) عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ" إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيلَةٍ مُبارَكةٍ"(دخان/3 ) قَالَ: نَعَمْ لَيلَةُ الْقَدْرِ وَ هِي فِي كلِّ سَنَةٍ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فِي الْعَشْرِ الْأَوَاخِرِ فَلَمْ ينْزَلِ الْقُرْآنُ إِلَّا فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ" فِيها يفْرَقُ كلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ"(دخان/4)"[الكافي، ج4، ص157].

... يقَدَّرُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ كلُّ شَيءٍ يكونُ فِي تِلْك السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ قَابِلٍ خَيرٍ وَ شَرٍّ وَ طَاعَةٍ وَ مَعْصِيةٍ وَ مَوْلُودٍ وَ أَجَلٍ أَوْ رِزْقٍ فَمَا قُدِّرَ فِي تِلْك السَّنَةِ وَ قُضِي فَهُوَ الْمَحْتُومُ وَ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ الْمَشِيئَةُ قَالَ قُلْت" لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ"(قدر/3 ) أَي شَيءٍ عُنِي بِذَلِك فَقَالَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ فِيهَا مِنَ الصَّلَاةِ وَ الزَّكاةِ وَ أَنْوَاعِ الْخَيرِ خَيرٌ مِنَ الْعَمَلِ فِي أَلْفِ شَهْرٍ لَيسَ فِيهَا لَيلَةُ الْقَدْرِ ...[الكافي، ج4، ص157].

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع)قَالَ:إِنَّ لَيلَةَ الْقَدْرِ يكتَبُ مَا يكونُ مِنْهَا فِي السَّنَةِ إِلَى مِثْلِهَا مِنْ خَيرٍ أَوْ شَرٍّ أَوْ مَوْتٍ أَوْ حَياةٍ أَوْ مَطَرٍ وَ يكتَبُ فِيهَا وَفْدُ الْحَاجِّ...[مستدرك الوسائل، ج7، ص462].

8. شب غنيمتي براي اموات

قَالَ(ص):إِنَّ لَيلَةَ الْقَدْرِ تَكرِمَةُ الْأَحْياءِ وَ غَنِيمَةُ الْأَمْوَاتِ[مستدرك الوسائل، ج7، ص458].

2. مناسبت هاي شب قدر

1. نزول سوره قدر

پيامبر(ص)در خواب ديد كه بنى اميه روى منبرش بالا مي روند و مردم را گمراه مي كنند. صبح بسيار ناراحت بود. جبرئيل نازل شد و سبب را پرسيد، پيامبر(ص)ماجرا را بيان كرد. جبرئيل بالا رفت و برگشت و اين آيات را آورد:أَ فَرَأَيتَ إِنْ مَتَّعْناهُمْ سِنِينَ ثُمَّ جاءَهُمْ ما كانُوا يوعَدُونَ

ما أَغْنى عَنْهُمْ ما كانُوا يمَتَّعُونَ[شعراء/205 -207].

عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع):... وَ أَنْزَلَ عَلَيه "إِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ وَ ما أَدْراك ما لَيلَةُ الْقَدْرِ لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْر"(قدر/1-3) جَعَلَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَيلَةَ الْقَدْرِ لِنَبِيهِ (ص) خَيراً مِنْ أَلْفِ شَهْرِ مُلْك بَنِي أُمَيةَ[الكافي، ج4، ص159].

إِنّا أَنْ هُ فِي لَيلَةِ زَلْنا الْقَدْرِ[قدر/1].

[علامه در الميزان، ج20، ص469 به بعد]مي فرمايد تمام قرآن يك مرتبه و يك جا بر قلب پيامبر نازل شد و بعد در 23 سال تدريجىوَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النّاسِ عَلى مُكثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِيلاً[اسراء/106].

2. شب شهادت اميرالمؤمنين(ع)

امشب شب موعود است كه 30 سال پيش رسول اكرم(ص)براى امشب گريست. هنگامى كه رسول الله درباره ماه رمضان خطبه مي خواند و على(ع)پا شد و پرسيد:

عن الرضا عن آبائه عن أمير المؤمنين (ع) في خطبة النبي (ص) في فضل شهر رمضان فقال (ع): فقمت فقلت: يا رسول الله ما أفضل الأعمال في هذا الشهر؟ فقال: يا أبا الحسن أفضل الأعمال في هذا الشهر الورع عن محارم الله عز و جل ثم بكى فقلت يا رسول الله ما يبكيك؟[بحارالأنوار، ج42، ص190].

آخرين سخن‏ها عصاره عمر انسان است:و لما ضربه ابن ملجم قال فزت و رب الكعبة[الطرائف، ج2، ص519].

3. اعمال شب قدر

1ـ شب قدر شب دعا است:

استمداد از خدايى كه با يك عصا... أَنِ اضْرِبْ بِعَصاك الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ[شعراء/63].

... فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاك الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ[بقره/60].

چوبى است و جماد، اما همين كه اراده خداوند در كنار اين چوب قرار گرفت فرعون از او ترسيد. آبها خشك ميشود. خشكى‏ها آب ميشود.

2ـ بيائيد از يكديگر عفو كنيم:

ـ... وَ لْيعْفُوا وَ لْيصْفَحُوا أَ لا تُحِبُّونَ أَنْ يغْفِرَ اللّهُ لَكمْ...[نور/22]

ـفَاصْبِرْ صَبْراً جَمِيلاً[معارج/5].

ـ... فَاصْفَحِ الصَّفْحَ الْجَمِيلَ[حجر/85].

ـ... وَ اهْجُرْهُمْ هَجْراً جَمِيلاً[مزمل/10].

3ـ غسل توبه.

4ـ درباره زيارت امام حسين(ع)، در شب قدر رواياتى وارد شده.[بحار، ج98، ص166].

5ـ امام صادق(ع)مريض بودند. دستور دادند كه شب 23 او را به مسجد پيامبر(ص)حمل و تا صبح بيتوته فرمودند.[مستدرك، ج1، ص585].

[بحار، ج98، ص169].

6ـ در روايات مي خوانيم كه شب قدر هم چون خورشيد است كه بر همه مي تابد، پس براى همه دعا كنيد.[بحار، ج98، ص167].

ـ قيل للنبى(ص):ما اسئل ربى فى ليلة القدر؟ قال (ص): العافية[مستدرك، ج1، ص582].

ـ در دعاهاى اين شب سفارش شده كه بخوانيم:اللهم انى اسئلك ان تصلى على محمد (ص)...

... و آل محمد و ان تجعل اسمى فى هذه الليلة فى السعداء و روحى مع الشهداء[بحار، ج98، ص154].[مستدرك، ج1، ص584].

7ـ از معصومين نقل شده كه هميشه و در هر زمان از ماه رمضان در هر حال و در شب 23 بعد از حمد و صلوة بگو:

اللَّهُمَّ كنْ لِوَلِيك فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كلِّ سَاعَةٍ:

عَنِ الصَّالِحِينَ(ع)قَالَ:تُكرِّرُ فِي لَيلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ هَذَا الدُّعَاءَ سَاجِداً وَ قَائِماً وَ قَاعِداً وَ عَلَى كلِّ حَالٍ وَ فِي الشَّهْرِ كلِّهِ وَ كيفَ أَمْكنَك وَ مَتَى حَضَرَك مِنْ دَهْرِك تَقُولُ بَعْدَ تَحْمِيدِ اللَّهِ تَبَارَك وَ تَعَالَى وَ الصَّلَاةِ عَلَى النَّبِي (ص) اللَّهُمَّ كنْ لِوَلِيك فُلَانِ بْنِ فُلَانٍ فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كلِّ سَاعَةٍ[الكافي، ج4، ص162].

8ـ براى صد ركعت نماز در شب 23 پاداش هاى دنيوى و اخروى زيادى نقل شده است"[بحار، ج98، ص168].

9ـ احيا:

عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِي الرِّضَا (ع) عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِي (ع) قَالَ:" قَالَ النَّبِي (ص) مَنْ أَحْيا لَيلَةَ الْقَدْرِ غُفِرَتْ لَهُ ذُنُوبُهُ وَ لَوْ كانَتْ عَدَدَ نُجُومِ السَّمَاءِ وَ مَثَاقِيلَ الْجِبَالِ وَ مَكاييلَ الْبِحَارِ"[وسائل الشيعة، ج8، ص21].

چهل حديث در مورد روزه

چهل حديث در مورد روزه

چهل حديث در مورد روزه

گردآورنده : محمد محرابی زاده

1. ركن اسلام

 امام باقر (ع) فرمود : اسلام بر پنج چيز استوار است : نماز ، زكات ، حج ، روزه و ولايت ( رهبري اسلامي )

( فروع كافي ، ج 4 ، ص 62 ، ح 1 )

2. فلسفه روزه

امام صادق (ع) فرمود : خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار ( غني و فقير ) مساوي گردند .

( من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 43 ، ح 1 )

3. روزه آزمون اخلاص

امير المؤمنين (ع) فرمود : خداوند روزه را واجب كرد تا به وسيله آن اخلاص خلق را بيازمايد .

( نهج البلاغه ، حكمت 252 )

4. روزه يادآور قيامت

امام رضا (ع) فرمود  : مردم به انجام روزه امر شده اند تا دردگرسنگي و تشنگي را بفهمند و به واسطه آن فقر و بيچارگي آخرت را بيابند .

( وسايل الشيعه ، ج 4 ، ص 4 ، ح 5 )

5. زكات بدن

رسول خدا (ص) فرمود : براي هر چيز زكاتي است و زكات بدن ها روزه است .

( الكافي ، ج 4 ،‌ص 62 ، ح 3 )

6. سپر آتش

رسول خدا (ص) فرمود : روزه ، سپر آتش ( جهنم ) است . يعني به واسطه روزه گرفتن انسان از آتش جهنم در امان خواهد بود .

( الكافي ، ج 4 ، ص 162 )

7. اهميت روزه

رسول خدا (ص) فرمود : روزه گرفتن در گرما ، جهاد است .

(بحارالانوار ، ج 96 ، ص 257 )

8. روزه نفس

امير المؤمنين علي (ع) فرمود : روزه نفس از لذت هاي دنيوي ، سودمندترين روزه هاست .

( غررالحكم ، ج 1 ، ص 416 ، ح 64 )

9. روزه واقعي

امام علي (ع) فرمود : روزه ، پرهيز از حرام هاست . همچنان كه شخص از خوردني و نوشيدني پرهيز مي كند .

( بحار ، ج 93 ، ص 249 )

10. برترين روزه

امام علي (ع) فرمود : روزه قلب بهتر از روزه زبان و روزه زبان بهتر از روزه شكم است .

( غررالحكم ، ج 1 ، ص 417 ، ح 80 )

11. روزه چشم و گوش

امام صادق (ع) فرمود : آن گاه كه روزه مي گيري بايد چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه دار باشند . ( از گناهان پرهيز كند . )

( كافي ، ج 4 ، ص 87 )

12. روزه اعضاو جوارح

حضرت زهرا (ع) فرمود : روزه داري كه زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نكرده است روزه اش به چه كارش خواهد آمد .

( بحار ، ج 93 ، ص 295)

13. روزه ناقص

امام باقر (ع) فرمود : روزه اين افراد كامل نيست :

1. كسي كه امام ( رهبر ) را نافرماني كند .

2. بنده فراري تا هنگامي كه برگردد .

3. زني كه اطاعت شوهر نكرده ، تا اين كه توبه كند .

4. فرزندي كه نافرمان شده تا اين كه فرمانبردار شود .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 295 )

14. روزه بي ارزش

امام علي (ع) فرمود : چه بسا روزه داري كه از روزه اش جز گرسنگي و تشنگي بهره اي ندارد و چه بسا زنده داري كه از نمازش جز بي خوابي و سختي سودي نمي برد .

( نهج البلاغه ، حكمت 145 )

15. روزه و صبر

امام صادق (ع) فرمود : خداوند عزوجل فرموده است : از صبر و نماز كمك بگيريد ، صبر ، روزه است .

( وسائل الشيعه ، ج ، ص 298 ، ح 3 )

16. روزه و صدقه

امام صادق (ع) فرمود : يك درهم صدقه دادن از يك روز روزه مستحبي والاتر است .

( وسايل الشيعه ، ج 7 ، ص 218 ، ح 6 )

17. پاداش روزه

رسول خدا فرمود : خداي تعالي فرموده است : روزه براي من است و من پاداش آن را مي دهم .

( وسايل الشيعه ، ج 7 ، ص  294 ، ح 15 و 16و27و30 )

18. جرعه نوشان بهشت

رسول خدا ( ص ) فرمود : كسي كه روزه او را از غذا هاي مورد علاقه اش باز دارد ، بر خداست كه به او از غذا هاي بهشتي بخوراند و از شراب هاي بهشتي به وي بنوشاند .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 331 )

19. خوشا به حال روزه داران

رسول خدا (ص) فرمود : خوشا به حال كساني كه براي خدا گرسنه و تشنه شده اند اينان در روز قيامت سير مي شوند .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 299 ، ح 2 )

20. مژده به روزه داران

امام صادق (ع) فرمود : هر كس در روز بسيار گرم براي خدا روزه بگيرد و تشنه شود ، خداوند هزار فرشته را مي گمارد تا دست به چهره او بكشند و به وي بشارت دهند تا هنگامي كه افطار كند  .

( الكافي ، ج 4 ، ص 64 )

21. شادي روزه دار

امام صادق (ع) فرمود : براي روزه دار دو سرور و خوشحالي است :

1. هنگام افطار

2. هنگام لقاء پروردگار ( وقت مردن و در قيامت )

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 290و294 ، ح 6و26 )

22. بهشت و باب روزه داران

رسول خدا (ص) فرمود : براي بهشت دري است به نام « ريان » كه فقط روزه داران از آن وارد

مي شوند .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 295 ، ح 31 )

23. دعاي روزه داران

اما كاظم (ع) فرمود : دعاي شخص روزه دار هنگام افطار مستجاب مي شود .

( بحارالانوار ، ج 92 ، ص 255 ، ح 33 )

24. بهار مؤمنان

رسول خدا (ص) فرمود : زمستان ، بهار مؤمن است ؛ از شب هاي طولاني اش براي شب زنده داري و از روز هاي كوتاهش براي روزه داري بهره مي گيرد .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 302 ، ح 3)

25. روزه مستحبي

امام صادق (ع) فرمود : هر كس كار نيكي انجام دهد ده برابر آن پاداش دارد و از جمله آنها سه روز روزه در هر ماه است .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 313 ، ح 33)

26. روزه ماه رجب

امام كاظم (ع) فرمود : رجب نام نهري است در بهشت از شير سفيدتر و از عسل شيرين تر ؛ هر كس يك روز از ماه رجب را روزه بگيرد خداوند از آن نهر به او مي نوشاند .

( من لا يحضره الفقيه ، ج 2 ، ص 56 ،‌ح 2 )

27. روزه ماه شعبان

امام صادق (ع) فرمود : هر كس سه روز آخر ماه شعبان را روزه گيرد و به روزه ماه رمضان وصل كند ، خداوند ثواب روزه دو ماه پي در پي را برايش محسوب مي كند .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ،‌ ص 375 ، ح 22 )

28. افطاري دادن (1)

امام صادق (ع) فرمود : هر كس روزه داري را افطار دهد ، براي او هم مثل اجر روزه دار  است .

( الكافي ، ج 4 ، ص 68 ، ح 1 )

29. افطاري دادن (2)

امام كاظم (ع) فرمود : افطاري دادن به برادر روزه دارت از گرفتن روزه ( مستحبي ) بهتر است .

( الكافي ، ج 4 ، ص 68 ، ح 2 )

30. روزه خواري

امام صادق (ع) فرمود : هر كس يك روز ماه رمضان را ( بدون عذر ) بخورد ، روح ايمان از او جدا مي شود .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 181 ، ح 4 و 5 )

31. رمضان ماه خدا

امام علي (ع) فرمود : رمضان ماه خداو شعبان ماه رسول خدا و رجب ماه من است .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 266 ، ح 23 )

32. رمضان ماه رحمت

رسول خدا (ص) فرمود : رمضان ماهي است كه ابتدايش رحمت و ميانه اش مغفرت و پايانش آزادي از آتش است .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 342 )

33. فضيلت ماه رمضان

رسول خدا (ص ) فرمود : در هاي آسمان در اولين شب ماه رمضان گشوده مي شود و تا آخرين شب آن بسته نخواهد شد .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 344 )

34. اهميت ماه رمضان

رسول خدا (ص ) فرمود : اگر بنده « خدا »مي دانست كه در ماه رمضان چيست [چه بكتي وجود دارد ] دوست مي داشت كه تمام سال رمضان باشد .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 346 )

35. قرآن و ماه رمضان

امام رضا (ع) فرمود : هر كس ماه رمضان يك آيه از كتاب خدا را قرائت كند ، مثل اين است كه در ماه هاي ديگر تمام قران را بخواند .

( بحارالانوار ، ج 93 ، ص 346 )

36. شب سرنوشت ساز

امام صادق (ع) فرمود : آغاز سال ( حساب اعمال ) شب قدر است . در آن شب برنامه سال آينده نوشته مي شود .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 258 ، ح 8 )

37. برتري شب قدر

از امام صادق (ع) سؤال شد : چگونه شب قدر از هزار ماه بهتر است ؟

حضرت فرمود : كار نيك در آن شب از كار در هزار ماه كه در آن ها شب قدر نباشد بهتر است .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 256 ، ح2)

38. تقدير اعمال

امام صادق (ع) فرمود : برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مي گيرد و تصويب آن در شب بيست و يكم و تنفيذ آن در شب بيست و سوم .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 259 )

39. احياء شب قدر

فضيل بن يسار گويد : امام باقر (ع) در شب بيست و يكم و بيست و سوم ماه رمضان مشغول دعا مي شد تا شب به سر آيد و آن گاه كه شب به پايان مي رسيد نماز صبح را مي خواند .

( وسائل الشيعه ، ج 7 ، ص 260 ، ح 4 )

40. زكات فطره

امام صادق (ع) فرمود : تكميل روزه به پرداخت زكاه يعني فطره است . همچنان كه صلوات بر پيامبر(ص) كمال نماز است .

( وسائل الشيعه ، ج 6 ، ص 221 ، ح 5 )

خطبه های نماز جمعه        تاریخ28/5/88

نماز جمعه اين هفته شهرستان رابر به امامت حجه اسلام والمسلمین محرابی زاده امام جمعه رابر اقامه گرديد

در خطبه اول پس از توصيه به تقوي، سخنانی پیرامون فضیلتهای  ماه مبارک رمضان ایرادکردند.ایشان طی سخنانی فرمودند:رمضان به چه معناست؟مرحوم دهخدا در لغت نامه خود کلمه رمضان یعنی سنگ گرم که پای روندگان می سوزد که گویا دراین ماه جگرروزه داران دراین ماه می  سوزد.سوختن هوای نفس وسوختن گناهان.امادررابطه باماه مبارک رمضان آیات زیادی درقرآن مجیدوروایات زیادی ازائمه اطهار معصومین بزرگوار برای ماارزانی شده ودراختیارماقرارگرفته،نبی مکرم اسلام(ص)می فرماید:ماهیست ماه رمضان کهاول این ماه بارحمت خداوند متعال آغازودروسط ماه بامغفرت خداوند متعال همراه ودرآخرماه اجابت هست،وآزادی از آتش جهنم به برکت این ماه هست.که خیلی ازانسانهادراین ماه ازآتش جهنم آزادمی شوندبه واسطه دعا واستغاری که دراین ماه باخدادارند.ایشان در ادامه خطبه اول گفت:مردم,ماهی به سوی شما می آیدکه این ماه بابرکت،بارحمت وبامغفرت هست ،درنزد خداوند متعال ازبهترین ماه هاست،روزهای اوازبهترین روزهاست،وشبهای این ماه ازبهترین شبهاست،ولحظه های این ماه ازبهترین لحظات است،این ماهی است که خداوند متعال شمارادعوت به مهمانی می کنددراین ماه شماازاهل کرامت می شویدکسانی که این ارزش ومنزلت راپیدامیکنیدکه بیایید به مهمانی خداوندمتعال،مهمانی که بسیار باارزش هست،نفس کشیدن های شمادراین ماه ثواب ذکروتسبیح دارد.خوابیدن شمادراین ماه ارزش عبادت وشب زنده داری دارد.مادرطول سال اعمالی که انجام میدهیم معلوم نیست موردقبول خداوند متعال باشد یانه،اما پیامبراکرم(ص)به مامی فرماید: عملهای شماعبادتهای شما دراین ماه مورد قبول خداوند متعال است.خطیب جمعه درقسمت دیگری از سخنان خود به رستورانها ومراکز فروش غذای گرم هشدار داد که درصورت مشاهده پخت غذادرطول روز  توسط مامورین انتظامی برخورد می شود.

خطبه دوم:

درخطبه دوم ايشان پس از توصيه به تقوي  به بيان مناسبتها پرداخته و فرمودند: پس از ده سال خدمت صادقانه حضرت آیت الله شاهرودی در  قوه قضاییه ،حضرت آیت الله آملی لاریجانی این مسئولیت راپذیرفتندومقام معظم رهبری در پیام خودبه مناسبت انتصاب رئیس قوه قضاییه داده اند بحث توسعه وشتاب درعدالت رامطرح کردند.عدالت در جامعه ی مااجرامی شود امابه کندی انجام می شود،باید مراحل رسیدگی به پرونده ها با شتاب بیشتری انجام شود.خطیب جمعه رابر در ادامه گفت:عاملین خیلی ازفسادهاکه درحاشیه امن درجامعه قرار دارنداز آن حاشیه امن بیرون بیایندوبدست عدالت وقانون سپرده شوند،متاسفانه در خیلی ازاوقات عاملین اصلی بعضی ازجنایتها وخیانتهاوعامل اصلی فساد های اقتصادی در جامعه با آسودگی کامل زندگی می کنندودیگرانی هستندکه باید تاوان جنایت وخیانت آنهارابپردازند،امیدواریم که باانتقال این مسئولیت بتوانند حاشیه امن متخلفین رابه تزلزل درآورد. وی درادامه خطبه دوم بااشاره به روزجهانی مساجدگفتند:تکریم ازمساجد به دوعلت انجام شده است ،اولین علت حمله به مسجدگوهرشاددرسال1314توسط رضاخان بی کفایت که مسجدگوهرشاد رابه آتش کشیدن وقسمتی ازحرم را باگلوله باران تخریب کردندو2500نفر درمسجد قتل عام شدندودومین علت به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی توسط صهیونیستها درسال 1974که این دومناسبت هردودریک روز اتفاق افتاد.مسجد درهمه ی زمانها پایگاه مسلمانان بوده وهست.

محرابی زاده با اشاره به انفجارت اخیر عراق گفت:بااین همه نیرو ودستگاههای امنیتی در اطراف شهر بغدادووجودیوار های چندین متری دراطراف شهر بغدادکه ازهیچ قسمتی نمیتوان وارد بغداد شد وفقط باعبور ازایست بازرسیها میتوان به شهربغداد رسید،اما متاسفانه دوکامیون حاوی مواد منجره درجلووزارتخانه های عراق منفجرمیشودوبیش از609 انسان رابه خاک وخون می کشد،واضح است که خود این ماموران وفرمانده هانشان طراحان واجراکنندگان این حوادث هستند.

ماه بندگی

بسمه تعالی

سيماي ماه رمضان

قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِي كلِّ لَيلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ عُتَقَاءَ وَ طُلَقَاءَ مِنَ النَّارِ إِلَّا مَنْ أَفْطَرَ عَلَى مُسْكرٍ فَإِذَا كانَ فِي آخِرِ لَيلَةٍ مِنْهُ أَعْتَقَ فِيهَا مِثْلَ مَا أَعْتَقَ فِي جَمِيعِهِ[كافى، ج4، ص68].

قال الباقر(ع):شهر رمضان فضلا على ساير الشهور كفضل رسول الله على ساير الرسل[فينة، ج2، ص68].

قَالَ الصَّادِقُ(ع):كانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَوَّلَ مَا بُعِثَ يصُومُ[كافى، ج4، ص90].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):مَنْ أَدْرَك شَهْرَ رَمَضَانَ فَلَمْ يغْفَرْ لَهُ فِيهِ فَمَاتَ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ[المقنعة، ص308].

رمضان؛ يعنى سنگ گرم كه پاى روندگان مى‏سوزد و گويا در آن ماه جگر روزه داران از عطش مى‏سوزد. سوختن هواى نفس، وختن گناهان.[لغت نامه دهخدا].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):اياكم شهر رمضان. شهر بركة فيه خير... ينظر الله الى تنافسكم و يباهى بكم ملائكته... فان الشقى من حرم فيه رحمة الله عزوجل[كنزالعمال، ج8، ص467].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):رجب شهر الله الأصم يصب الله فيه الرحمة على عباده و شهر شعبان تنشعب فيه الخيرات و في أول ليلة من شهر رمضان تغل المردة من الشياطين و يغفر في كل ليلة سبعين ألفا فإذا كان في ليلة القدر غفر الله بمثل ما غفر في رجب و شعبان و شهر رمضان إلى ذلك اليوم إلا رجلا بينه و بين أخيه شحناء فيقول الله عز و جل أنظروا هواء حتى يصطلحوا[عيون‏أخبارالرضا(ع)،ج2، ص71].

ترجيب به معناى تعظيم است.

شحناء دشمنى كه دل كسى را پر كرده باشد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لَوْ يعْلَمُ الْعَبْدُ مَا فِي رَمَضَانَ يوَدُّ أَنْ يكونَ رَمَضَانُ السَّنَةَ[فضائل‏الأشهرالثلاثة، ص140].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ الْجَنَّةَ لَتُزَينُ لِرَمَضَانَ من الْحَوْلِ إِلَى الْحَوْلِ[مستدرك‏الوسائل، ج7، ص424].

13- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):اذا دخل شهر رمضان امر الله حملة العرش ان يكعوا عن التسبيح و يستغفروا الامرة محمد و المؤمنين[كنز، ج8، ص479].

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ[بقره/185].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِذَا كانَ أَوَّلُ لَيلَةٍ من شَهْرِ رَمَضَانَ يقُولُ اللَّهُ تَبَارَك وَ تَعَالَى‏لِجَبْرَئِيل انْزِلْ إِلَى الْأَرْضِ فَغُلَّ فِيهَا مَرَدَةَ الشَّياطِينِ حَتَّى لَا يفْسِدُوا عَلَى عِبَادِي صَوْمَهُمْ[بحارالأنوار، ج93، ص348].

2. فضيلت ماه رمضان

[خطبه مهم ماه رمضان در بحار، ج94، ص356].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):هُوَ شَهْرٌ أَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ وَسَطُهُ مَغْفِرَةٌ وَ آخِرُهُ إِجَابَةٌ وَ الْعِتْقُ مِنَ النَّارِ[من‏لايحضره‏الفقيه، ج2، ص94].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):شَعْبَانُ الْمُطَهِّرُ وَ رَمَضَانُ الْمُكفِّرُ إِنَّ رَجَباً شَهْرُ اللَّهِ الْأَصَمُّ وَ شَعْبَانَ تُرْفَعُ فِيهِ أَعْمَالُ الْعِبَادِ[مستدرك‏الوسائل، ج7، ص544].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):شَعْبَانُ شَهْرِي وَ شَهْرُ رَمَضَانَ شَهْرُ اللَّهِ[ثواب‏الأعمال، ص59].

قَالَ الصَّادِقُ(ع):فَغُرَّةُ الشُّهُورِ شَهْرُ اللَّهِ عَزَّ ذِكرُهُ وَ هُوَ شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَلْبُ شَهْرِ رَمَضَانَ لَيلَةُ الْقَدْرِ[كافى، ج4، ص65].

عن الصادق(ع):راس السنة شهر رمضان

سه روز قبل از ماه رمضان بلال به فرمان رسول الله(ص)در مردم ندا مى‏دهد و همه جمع و حضرت به منبر مى‏رفتند و درباره ماه رمضان مى‏فرمودند:

أَيهَا النَّاسُ إِنَّ هَذَا الشَّهْرَ قَدْ خَصَّكمُ اللَّهُ بِهِ وَ حَضَرَكمْ وَ هُوَ سَيدُ الشُّهُورِ لَيلَةٌ فِيهِ خَيرٌ من أَلْفِ شَهْرٍ تُغْلَقُ فِيهِ أَبْوَابُ النَّارِ وَ تُفَتَّحُ فِيهِ أَبْوَابُ الْجِنَانِ فَ‏من أَدْرَكهُ وَ لَمْ يغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ من أَدْرَك وَالِدَيهِ وَ لَمْ يغْفَرْ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ وَ من ذُكرْتُ عِنْدَهُ فَلَمْ يصَلِّ عَلَي فَلَمْ يغْفِرِ اللَّهُ لَهُ فَأَبْعَدَهُ اللَّهُ[كافى، ج4، ص67].

ماه رمضان چه گوهرى است

ماه مهمانى، شب قدر، بهار قرآن

قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(ص) خَطَبَنَا ذَاتَ يوْمٍ فَقَالَ أَيهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيكمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَيامُهُ أَفْضَلُ الْأَيامِ وَ لَيالِيهِ أَفْضَلُ اللَّيالِي وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ هُوَ شَهْرٌ دُعِيتُمْ فِيهِ إِلَى ضِيافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِيهِ من أَهْلِ كرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُكمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاوكمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكمْ بِنِياتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يوَفِّقَكمْ لِصِيامِهِ وَ تِلَاوَةِ كتَابِهِ فَإِنَّ الشَّقِي من حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكمْ وَ مَسَاكينِكمْ وَ وَقِّرُوا كبَارَكمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَكمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكمْ وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يحِلُّ النَّظَرُ إِلَيهِ أَبْصَارَكمْ وَ عَمَّا لَا يحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَيهِ أَسْمَاعَكمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَيتَامِ النَّاسِ يتَحَنَّنْ عَلَى أَيتَامِكمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ من ذُنُوبِكمْ وَ ارْفَعُوا إِلَيهِ أَيدِيكمْ بِالدُّعَاءِ فِي أَوْقَاتِ صَلَاتِكمْ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ ينْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ يجِيبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ يلَبِّيهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ يعْطِيهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ يسْتَجِيبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ أَيهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَكمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِكمْ فَفُكوهَا بِاسْتِغْفَارِكمْ وَ ظُهُورَكمْ ثَقِيلَةٌ من أَوْزَارِكمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا يعَذِّبَ الْمُصَلِّينَ وَ السَّاجِدِينَ وَ أَنْ لَا يرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ يوْمَ يقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ أَيهَا النَّاسُ من فَطَّرَ منكمْ صَائِماً مُومناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كانَ لَهُ بِذَلِك عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى من ذُنُوبِهِ قِيلَ يا رَسُولَ اللَّهِ فَلَيسَ كلُّنَا يقْدِرُ عَلَى ذَلِك فَقَالَ(ص): " اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ من مَاءٍ أَيهَا النَّاسُ من حَسَّنَ منكمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ وَ من خَفَّفَ فِي هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَكتْ يمِينُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَيهِ حِسَابَهُ وَ من كفَّ فِيهِ شَرَّهُ كفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ يوْمَ يلْقَاهُ وَ من أَكرَمَ فِيهِ يتِيماً أَكرَمَهُ اللَّهُ يوْمَ يلْقَاهُ وَ من وَصَلَ فِيهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ يوْمَ يلْقَاهُ وَ من قَطَعَ فِيهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ يوْمَ يلْقَاهُ وَ من تَطَوَّعَ فِيهِ بِصَلَاةٍ كتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً من النَّارِ وَ من أَدَّى فِيهِ فَرْضاً كانَ لَهُ ثَوَابُ من أَدَّى سَبْعِينَ فَرِيضَةً فِيمَا سِوَاهُ من الشُّهُورِ وَ من أَكثَرَ فِيهِ من الصَّلَاةِ عَلَي ثَقَّلَ اللَّهُ مِيزَانَهُ يوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِينُ وَ من تَلَا فِيهِ آيةً من الْقُرْآنِ كانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ من خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيرِهِ من الشُّهُورِ أَيهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِي هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكمْ أَنْ لَا يغَلِّقَهَا عَنْكمْ وَ أَبْوَابَ النِّيرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكمْ أَنْ لَا يفَتِّحَهَا عَلَيكمْ وَ الشَّياطِينَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّكمْ أَنْ لَا يسَلِّطَهَا عَلَيكمْ قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع) فَقُمْتُ فَقُلْتُ يا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ فَقَالَ يا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ"[أمالى صدوق، ص93].

حال چه كنيم:

ظُهُورَكمْ ثَقِيلَةٌ من أَوْزَارِكمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكمْ

فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكمْ بِنِياتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يوَفِّقَكمْ لِصِيامِهِ وَ تِلَاوَةِ كتَابِهِ

تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكمْ

من فَطَّرَ منكمْ صَائِماً مُومناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كانَ لَهُ بِذَلِك عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ

أَيهَا النَّاسُ من حَسَّنَ منكمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ

وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ

الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ

1-خانه تكانى:ظُهُورَكمْ ثَقِيلَةٌ من أَوْزَارِكمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكمْ

2-تلاوت و قرائت قرآن:فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكمْ بِنِياتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ يوَفِّقَكمْ لِصِيامِهِ وَ تِلَاوَةِ كتَابِهِ

3-نگاهى به محرومان:تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكمْ

4-برداشتن توشه راه:

5-افطارى دادن:من فَطَّرَ منكمْ صَائِماً مُومناً فِي هَذَا الشَّهْرِ كانَ لَهُ بِذَلِك عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ.

6-بهترين فرصت براى خودسازى:أَيهَا النَّاسُ من حَسَّنَ منكمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ.

7-ياد قيامت:وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ.

در داستان روزه گرفتن حضرت على در سوره هل اتى آمده:إِنّا نَخافُ من رَبِّنا يوْماً عَبُوساً قَمْطَرِيراً[دهر/10].

بهترين عمل:الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ

بهترين عمل در حساس‏ترين زمان، آخرين لحظات شب قدر برابر با آمرزش و بصيرت.

پذيرايى خدا از مهمان به وسيله:

1-قرآن:

شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ[بقره/185].

2-شب قدر:

لَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ من أَلْفِ شَهْرٍ[قدر/3].

3-نزول فرشتگان:

تَنَزَّلُ الْمَلائِكةُ وَ الرُّوحُ[قدر/4].

4ـپاداش بى شمار:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أَنْفَاسُكمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاوكمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ[أمالى صدوق، ص93].

پذيرايى اينجا مقدمه پذيرايى ديگرى است:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من حَسَّنَ منكمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ[أمالى صدوق، ص93].

آرى، مادر كه كودك را حمام مى‏برد، لباس او را در مي آورد، و آب گرم هم بر سرش مى‏ريزد، و همه اينها از لطف مادري است. خدا هم در ماه رمضان همسر را كه لباس استهُنَّ لِباسٌ لَكمْ[بقره/187].

از او دور مى‏كند و در فشار حرارت هم قرار مى‏دهد ولكن همه‏اش لطف است.

ويژگيهاي اين مهماني:

ميزبان خدا است.

1- مهمانان را شخصا دعوت كردهيا أَيهَا الَّذِينَ آمنوا كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ[بقره/183].

2- در دعوت مقدمات پذيرش را مطرح كرده

كما كتِبَ عَلَى الَّذِينَ من قَبْلِكمْ[بقره/183].

أَياماً مَعْدُوداتٍ[بقره/184].

3- براى معذورين ايام ديگرى كه خودشان بخواهند در نظر گرفته شده.

4- در اين مهمانى ميزبان نه مجبور است و نه محتاج، بلكه به خاطر محبت اين كار را مى‏كند.

5- در اين مهمانى ميزبان به مهمان افتخار هم مى‏كند.

6- در اين مهمانى ميزبان با مهمان سنخيت هم ندارد. يكى خالق است و ديگرى مخلوق، او باقى است و ما فانى او جوهر و ما عرض، او عالم و ما جاهل، او عزيز و ما ذليل و...

7- شخصا پذيرايى مى‏كندنَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيمُ[حجر/49].

وَ إِذا سَأَلَك عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيومنوا بِي لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ[بقره/186].

نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ من حَبْلِ الْوَرِيدِ[ق/16].

أَنَّ اللّهَ يحُولُ بَينَ الْمَرْءِ وَ قَلْبِهِ[انفال/24].

پس مهمان كسى مى‏شويم كه با ما نزديك است و هر چه دورى است از مهمان است.

قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّ اللَّهَ تَبَارَك وَ تَعَالَى يقُولُ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي عَلَيهِ[كافى، ج4، ص63].

8- در دعوت هدف را هم بيان كرده است.

كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ كما كتِبَ عَلَى الَّذِينَ من قَبْلِكمْ لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصِّيامَ لِيسْتَوِي بِهِ الْغَنِي وَ الْفَقِيرُ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص73].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):صُومُوا تَصِحُّوا[دعائم‏الإسلام، ج1، ص342].

تمرين اخلاص و...

9- از تكرار ميزباني خسته نمى‏شود، بلكه بيشتر دوست دارد.

يحِبُّ التَّوّابِينَ[بقره/222].

10- هم استقبال مى‏كند و هم وسيله مى‏فرستد.

- استقبال: در حديثى داريم كه اگر شما يك گام به سوى من آييد من چند گام...

- وسيله: انواع نعمتها و رهبران و...

11- ميزبانى است كه از كار خود پشيمان نمى‏شود.

12- در اين ميزبانى همه را دعوت كرده، آن هم با يك كارت و يك انشاء.

13- اين ميزبان علاوه بر پذيرايى در مدت مهمانى، ذخيره يك سال را هم در شب قدر مرحمت مى‏كند.

14- اين ميزبان جلوى مزاحمان را نيز مى‏گيرد:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الشَّياطِينَ مَغْلُولَةٌ[أمالى صدوق، ص93].

15- وسايل پذيرائى، شب قدر، نزول قرآن، نزول ملائكه، استجابت دعا، لطافت روح، همدردى با ديگران.

16- زمان پذيرايى، ماه رمضان، قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أَيهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَيكمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَكةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ[أمالى صدوق، ص93].

17- چگونگى پذيرايى غذاى روزه دار، گرسنگى و تشنگى و شستشوى انسان با آنها. غذاى ديگر در اين مهمانى تلاوت قرآن است.

18- نتيجه ميهمانى: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أَنْفَاسُكمْ فِيهِ تَسْبِيحٌ وَ نَوْمُكمْ فِيهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُكمْ فِيهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاوكمْ فِيهِ مُسْتَجَابٌ[أمالى صدوق، ص93].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصائم في عبادة الله و إن كان نائما على فراشه ما لم يغتب مسلما[ثواب‏الأعمال، ص50].

موفق‏ترين‏ها، آنان هستند كه سبك بار شده‏اند.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):ظُهُورَكمْ ثَقِيلَةٌ من أَوْزَارِكمْ[أمالى صدوق، ص93].

3. آداب ورود به رمضان

1- مهمان بايد سر وقت و به موقع بيايد؛ از اول ماه تا عيد كه روزه عيد فطر حرام و...

2- مهمان بايد خود را آماده كند (دعاى صحيفه)

3- مهمان خدا شدن،افتخار و شادى است.

قَالَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ(ع):عِيدَ أَوْلِيائِهِ[صحيفه سجاديه، دعاى 45].

4- مهمان بايد مقررات مهمانخانه را فراگيرد. احكام و آداب و مبطلات روزه.

5- مهمان بايد رفتار خود را در مهمانخانه بهتر كند، لباس و غذا و حركاتش عالى باشد.

قَالَ الصَّادِقُ(ع):لَا يكونُ يوْمُ صَوْمِك كيوْمِ فِطْرِك[كافى، ج4، ص87].

6- مهمان نبايد بعد از مهمانى رابطه خود را با ميزبان قطع كند.

عَنْ عَبْدِ السَّلَامِ بْنِ صَالِحٍ الْهَرَوِي قَالَ:" دَخَلْتُ عَلَى أَبِي الْحَسَنِ عَلِي بْنِ مُوسَى الرِّضَا(ع) فِي آخِرِ جُمُعَةٍ من شَعْبَانَ فَقَالَ لِي: يا أَبَا الصَّلْتِ إِنَّ شَعْبَانَ قَدْ مَضَى أَكثَرُهُ وَ هَذَا آخِرُ جُمُعَةٍ منهُ فَتَدَارَك فِيمَا بَقِي منهُ تَقْصِيرَك فِيمَا مَضَى منهُ وَ عَلَيك بِالْإِقْبَالِ عَلَى مَا يعْنِيك وَ تَرْك مَا لَا يعْنِيك وَ أَكثِرْ من الدُّعَاءِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ وَ تُبْ إِلَى اللَّهِ من ذُنُوبِك لِيقْبِلَ شَهْرُ اللَّهِ عَلَيك وَ أَنْتَ مُخْلِصٌ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا تَدَعَنَّ أَمَانَةً فِي عُنُقِك إِلَّا أَدَّيتَهَا وَ لَا فِي قَلْبِك حِقْداً عَلَى مُومن إِلَّا نَزَعْتَهُ وَ لَا ذَنْباً أَنْتَ مُرْتَكبُهُ إِلَّا أَقْلَعْتَ عَنْهُ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تَوَكلْ عَلَيهِ فِي سَرَائِرِك وَ عَلَانِيتِك وَ من يتَوَكلْ عَلَى اللّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللّهَ بالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِكلِّ شَيءٍ قَدْراً"[عيون‏أخبارالرضا(ع): "، ج2، ص51].

2- قَالَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ(ع):اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَلْهِ‏منا مَعْرِفَةَ فَضْلِهِ وَ إِجْلَالَ حُرْمَتِهِ، وَ التَّحَفُّظَ مِمَّا حَظَرْتَ فِيهِ، وَ أَعِنَّا عَلَى صِيامِهِ بِكفِّ الْجَوَارِحِ عَنْ مَعَاصِيك، وَ اسْتِعْمَالِهَا فِيهِ بِمَا يرْضِيك حَتَّى لَا نُصْغِي بِأَسْمَاعِنَا إِلَى لَغْوٍ، وَ لَا نُسْرِعَ بِأَبْصَارِنَا إِلَى لَهْوٍ وَ حَتَّى لَا نَبْسُطَ أَيدِينَا إِلَى مَحْظُورٍ، وَ لَا نَخْطُوَ بِأَقْدَامنا إِلَى مَحْجُورٍ وَ حَتَّى لَا تَعِي بُطُونُنَا إِلَّا مَا أَحْلَلْتَ وَ لَا تَنْطِقَ أَلْسِنَتُنَا إِلَّا مَا قُلْتَ وَ لَا نَتَكلَّفُ إِلَّا مَا يدْنِي من ثَوَابِك وَ لَا نَتَعَاطَى إِلَّا الَّذِي يقِي من عِقَابِك ثُمَّ خَلِّصْ ذَلِك كلَّهُ من رِياءِ الْمُرَاءِينَ وَ سُمْعَةِ الْمُسْتَمِعِينَ وَ لَا نُشْرِك فِيهِ أَحَداً دُونَك وَ لَا نَبْتَغِي بِهِ مُرَاداً سِوَاك الدُّعَاءَ[صحيفه سجاديه، دعاى 44].

3- قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):كانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) إِذَا اسْتَهَلَّ هِلَالَ شَهْرِ رَمَضَانَ اسْتَقْبَلَ الْقِبْلَةَ بِوَجْهِهِ وَ قَالَ اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَينَا بِالْأَمن وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِيةِ الْمُجَلِّلَةِ وَ دِفَاعِ الْأَسْقَامِ وَ الْعَوْنِ عَلَى الصَّلَاةِ وَ الصِّيامِ وَ تِلَاوَةِ الْقُرْآنِ اللَّهُمَّ سَلِ‏منا لِشَهْرِ رَمَضَانَ وَ تَسَلَّمْهُ منا وَ سَلِ‏منا فِيهِ حَتَّى ينْقَضِي عَنَّا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ عَفَوْتَ عَنَّا وَ غَفَرْتَ لَنَا وَ رَحِمْتَنَا[إقبال‏الأعمال، ص17].

در حديثى آمده:انماالصوم امانة فليحفظ احدكم امانته[محجة البيضاء، ج2، ص578].

شايد مراد از "سالم بدار ماه رمضان را"؛ يعنى به اين امانت خيانت نكنيم.

4- امام سجاد(ع)همين كه هلال ماه رمضان را ديدند فرمودند:

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ اجْعَلْنَا من أَرْضَى من طَلَعَ عَلَيهِ، وَ أَزْكى من نَظَرَ إِلَيهِ، وَ أَسْعَدَ من تَعَبَّدَ لَك فِيهِ[صحيفه سجاديه، دعاى 43].

4. حوادث تاريخي در مضان

1- ولايت عهدى امام رضا(ع)به نقل شيخ مفيد.

2- جنگ تبوك در سوم ماه رمضان.

3- وفات ابوطالب، هفتم ماه.

4- وفات حضرت خديجه، دهم ماه.

5- عقد برادرى و اخوت، دوازدهم ماه.

6- ولادت امام مجتبى، پانزدهم ماه.

7- جنگ بدر، هفدهم يا نوزدهم.

8- فتح مكه، بيستم ماه.

9- شهادت حضرت على(ع)، بيست و يكم ماه.

10- ياد حضرت ولى عصر(عج): سفارش شده در تمام روزها و شبهاى ماه رمضان، دعا براى امام زمان(عج)، شب قدر ملائكه خدمت حضرت مى‏رسند.

آيت الله صافى: از جمله وظايف مهم شب قدر تجديد عهد با ولى امر است و خواندن دعاى فرج.

محدث قمى دعاىاللَّهُمَّ كنْ لِوَلِيكرا از اعمال شب قدر نوشته است.

11- جنگ نهروان 24 رمضان

فتح اندلس، درسهايى غم‏انگيز و عبرت‏آميز. فرماندهان به دنبال عياشى، جوانان به دنبال دخترها و شراب، مسجدها تبديل به كليسا، قرآنها در آتش سوخت و...

5. روزه ماه رمضان.

1. سيما واهميت روزه

1-وجوب روزه:يا أَيهَا الَّذِينَ آمنوا كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ[بقره/183].

2-روزه در امت‏هاى پيشين:كما كتِبَ عَلَى الَّذِينَ من قَبْلِكمْ[بقره/183].

3-روزه سرچشمه تقوا و پرهيزكارى:لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

4-روزه دار ايام معين (ماه رمضان):أَياماً مَعْدُوداتٍ[بقره/184].

5-معاف بودن مريض و مسافر و ناتوان از روزه:فَمَنْ كانَ منكمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ من أَيامٍ أُخَرَ وَ عَلَى الَّذِينَ يطِيقُونَهُ فِدْيةٌ طَعامُ مِسْكينٍ فَمنْ تَطَوَّعَ خَيراً فَهُوَ خَيرٌ لَهُ[بقره/184].

6-خير بودن روزه براى انسانها:وَ أَنْ تَصُومُوا خَيرٌ لَكمْ إِنْ كنْتُمْ تَعْلَمُونَ[بقره/184].

7-موسم روزه در ماه رمضان:شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدىً لِلنّاسِ وَ بَيناتٍ من الْهُدى وَ الْفُرْقانِ[بقره/185].

8-هدف از تشريع روزه: بزرگ شمردن خداوند به خاطر نعمت هدايت و شكرگزارى او:وَ لِتُكمِلُوا الْعِدَّةَ وَ لِتُكبِّرُوا اللّهَ عَلى ما هَداكمْ وَ لَعَلَّكمْ تَشْكرُونَ[بقره/185].

9-حلال بودن همسر در شب براى روزه‏داران:أُحِلَّ لَكمْ لَيلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى نِسائِكمْ[بقره/187].

10-مدّت روزه از سپيده صبح تا شب:ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيامَ إِلَى اللَّيلِ[بقره/187].

11-قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِجَابِرِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ:" يا جَابِرُ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ من صَامَ نَهَارَهُ وَ قَامَ وِرْداً من لَيلِهِ وَ عَفَّ بَطْنُهُ وَ فَرْجُهُ وَ كفَّ لِسَانَهُ خَرَجَ من ذُنُوبِهِ كخُرُوجِهِ من الشَّهْرِ فَقَالَ جَابِرٌ يا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَحْسَنَ هَذَا الْحَدِيثَ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص): "يا جَابِرُ وَ مَا أَشَدَّ هَذِهِ الشُّرُوطَ"[كافى، ج4، ص87].

12- قال النبى(ص):من صام يوما من رمضان فسلم ثلاثه، ضمنت له الجنه على ما يه سوى الثلاث لسانه و بطنه و فرجه[كنزالعمال، ج8، ص481].

13- قال النبى(ص):فضل الجمعه فى شهر رمضان على ساير الجمع كفضل رمضان على ساير الشهور[كنزالعمال، ج8، ص482].

14- قَالَ الْبَاقِرُ(ع):إِنَّ لِجُمَعِ شَهْرِ رَمَضَانَ لَفَضْلًا عَلَى جُمَعِ سَائِرِ الشُّهُورِ كفَضْلِ رَسُولِ اللَّهِ(ص) عَلَى سَائِرِ الرُّسُلِ (ع)[ثواب‏الأعمال، ص39].

15- در حديثى از رسول الله(ص)است كه براى هر يك از روزهاى ماه رمضان اجرهاى فراوانى نقل مى‏فرمايد.

16- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لا ترد دعوة الصائم[عده‏الداعي، ص128].

17- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):قَالَ اللَّهُ تَعَالَى الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أُجْزَى بِهِ فَالصَّوْمُ يمِيتُ مُرَادَ النَّفْسِ وَ شَهْوَةَ الطَّبْعِ الْحَيوَانِي وَ فِيهِ صَفَاءُ الْقَلْبِ وَ طَهَارَةُ الْجَوَارِحِ وَ عِمَارَةُ الظَّاهِرِ وَ الْبَاطِنِ وَ الشُّكرُ عَلَى النِّعَمِ وَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْفُقَرَاءِ وَ زِيادَةُ التَّضَرُّعِ وَ الْخُشُوعِ وَ الْبُكاءِ وَ حَبْلُ الِالْتِجَاءِ إِلَى اللَّهِ وَ سَبَبُ انْكسَارِ الشَّهْوَةِ وَ تَخْفِيفِ السَّيئَاتِ وَ تَضْعِيفِ الْحَسَنَاتِ وَ فِيهِ من الْفَوَائِدِ مَا لَا يحْصَى وَ كفَى بِمَا ذَكرْنَاهُ منهُ لِ‏من عَقَلَهُ وَ وُفِّقَ لِاسْتِعْمَالِهِ[مصباح‏الشريعة، ص135].

18- قال النبى(ص):ثلاثه لايلومون عن سوء الخلق، المريض، و الصائم، و الامال العادل[كنزالعمال ج8، ص456].

19- در روايات اهل سنت آمده كه هرگاه روزه دار ديد و نخورد و حتى در برابرش غذا خوردند و او استقامت كردصلى عليه الملائكه[كنز العمال، ج8، ص445].

ولى ما گاهى مى‏گوييم امروز خوب بود از صبح تا شب يكسره خواب بودم!

20-قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) لِأَصْحَابِهِ:" أَ لَا أُخْبِرُكمْ بِشَيءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَبَاعَدَ الشَّيطَانُ منكمْ كمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ من الْمَغْرِبِ قَالُوا بَلَى قَالَ الصَّوْمُ يسَوِّدُ وَجْهَهُ"[كافى، ج4، ص62].

21- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كانَ عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يغْتَبْ مُسْلِماً[كافى، ج4، ص64].

22- قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):عليك بالصوم فإنه زكاة البدن و جنة لأهله[أمالى مفيد، ص220].

23- قَالَ الصَّادِقُ(ع):الشِّتَاءُ رَبِيعُ الْمُومن يطُولُ فِيهِ لَيلُهُ فَيسْتَعِينُ بِهِ عَلَى قِيامِهِ وَ يقْصُرُ فِيهِ نَهَارُهُ فَيسْتَعِينُ بِهِ عَلَى صِيامِهِ[أمالى صدوق، ص237].

14- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يدْعَى الرَّيانَ لَا يدْخُلُ منهُ إِلَّا الصَّائِمُونَ[معانيالأخبار، ص409].

ريان؛ يعنى سيراب كننده، چون روزه دار تشنگى مى‏كشد.

25- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ كلُّ أَعْمَالِ ابْنِ آدَمَ بِعَشَرَةِ أَضْعَافِهَا إِلَى سَبْعِمِائَةِ ضِعْفٍ إِلَّا الصَّبْرَ فَإِنَّهُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ فَثَوَابُ الصَّبْرِ مَخْزُونٌ فِي عِلْمِ اللَّهِ وَ الصَّبْرُ الصَّوْمُ[معاني الأخبار، ص409].

26- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ اللَّهَ تَبَارَك وَ تَعَالَى وَكلَ مَلَائِكةً بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِينَ وَ قَالَ أَخْبَرَنِي جَبْرَئِيلُ(ع) عَنْ رَبِّهِ تَعَالَى ذِكرُهُ أَنَّهُ قَالَ مَا أَمَرْتُ مَلَائِكتِي بِالدُّعَاءِ لِأَحَدٍ من خَلْقِي إِلَّا اسْتَجَبْتُ لَهُمْ فِيهِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص76].

در حديث مفصلى امام سجاد(ع)چهل نوع روزه را براى زهرى تشريح فرموده[بحار، ج93، ص259].

27- قَالَ الصَّادِقُ(ع):لِلصَّائِمِ فَرْحَتَانِ فَرْحَةٌ عِنْدَ إِفْطَارِهِ وَ فَرْحَةٌ عِنْدَ لِقَاءِ رَبِّهِ[كافى، ج4، ص65].

28- قَالَ الْبَاقِرُ(ع):يسْتَجَابُ دُعَاءُ الصَّائِمِ عِنْدَ الْإِفْطَارِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص106].

29- قَالَ الصَّادِقُ(ع):لِلصَّائِمِ عِنْدَ إِفْطَارِهِ دَعْوَةٌ لَا تُرَدُّ[الدعوات، ص27].

30- تنها عبادتى است كه ديده نمى‏شود.

31- روزه، عبادتى سراسر خوددارى است.

32- تمام حسنات ده تا 700 برابر است مگر روزه كه خداوند طبق گفته رسول الله(ص)مى‏فرمايد:قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ[تهذيب‏الأحكام، ج4، ص152].

اين روايت را شيعه و سنى نقل كرده‏اند.[محجه البيضاء جلد 2، ص121. بحار جلد96، ص249].

33- امام صادق(ع):" ابوذر در كنار كعبه خودش را معرفى و مردم دورش جمع و فرمود: هر مسافرى توشه‏اى براى سفر قيامت دارد، شما چه توشه‏اى داريد؟ يكى گفت: ارشدنا.فقال: صُمْ يوْماً شَدِيدَ الْحَرِّ لِلنُّشُورِ وَ حُجَّ حَجَّةً لِعَظَائِمِ الْأُمُورِ وَ صَلِّ رَكعَتَينِ فِي سَوَادِ اللَّيلِ لِوَحْشَةِ الْقُبُورِ"[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص282].

سپر آتش است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصَّوْمُ جُنَّةٌ من النَّارِ[كافى، ج2، ص18].

حكمت آفرين است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصَّوْمُ يورِثُ الحِكمَةَ[إرشادالقلوب، ج1، ص203].

اول ماه رمضان رحمت است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):هُوَ شَهْرٌ أَوَّلُهُ رَحْمَةٌ وَ وَسَطُهُ مَغْفِرَةٌ وَ آخِرُهُ إِجَابَةٌ وَ الْعِتْقُ من النَّارِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص94].

وسط آن مغفرت است:وَ وَسَطُهُ مَغْفِرَةٌ وَ آخِرُهُ إِجَابَةٌ وَ الْعِتْقُ من النَّارِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص94].

و آخر آن نجات از دوزخ است:آخِرُهُ إِجَابَةٌ وَ الْعِتْقُ من النَّارِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص94].

پاداش روزه، تنها خداست: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصَّوْمُ لِي وَ أَنَا أَجْزِي بِهِ[تهذيب‏الأحكام، ج4، ص152].

روزه تابستان، بهترين جهاد است: قَالَ الصَّادِقُ(ع):أَفْضَلُ الْجِهَادِ الصَّوْمُ فِي الْحَرِّ[بحارالأنوار، ج93، ص256].

محروم از رمضان بدبخت است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إنَّ الشَّقِي من حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِيمِ[أمالى صدوق، ص93].

رمضان، سوزنده گناه است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):أَ تَدْرُونَ لِمَ سُمِّي شَعْبَانَ لِأَنَّهُ ينْشَعِبُ فِيهِ خَيرٌ كثِيرٌ لِرَمَضَانَ وَ إِنَّمَا سُمِّي رَمَضَانَ لِأَنَّهُ تُرْمَضُ فِيهِ الذُّنُوبُ أَي تُحْرَقُ[مستدرك‏الوسائل، ج7، ص546].

خواب آن هم بيدارى است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كانَ عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يغْتَبْ مُسْلِماً[كافى، ج4، ص64].

زكات بدن است: قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):لِكلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ الْبَدَنِ الصِّيامُ[نهج‏البلاغه، حكمت 136].

روزه دار مشمول دعاى فرشتگان است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَكلَ مَلَائِكتَهُ بِالدُّعَاءِ لِلصَّائِمِينَ[كافى، ج4، ص64].

دعاى روزه دار مستجاب است، خوابش عبادت است، سكوتش تسبيح است، اعمالش چند برابر است.

قَالَ الْكاظِمُ(ع):نوم الصائم عبادة و صمته تسبيح و دعائه مستجاب و عمله مضاعف[الدعوات، ص27].

روزه طبع حيوانى را آرام مى‏كند: قَالَ الصَّادِقُ(ع):الصوم يميت مراد النفس و شهوة الطمع و فيه صفاء القلب و طهارة الجوارح و عمارة الظاهر و الباطن[مصباح‏الشريعة، ص135].

روزه عواطف را تقويت مى‏كند. همه مردم مزه گرسنگى را لمس مى‏كنند.

سَأَلَ هِشَامُ بْنُ الْحَكمِ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ(ع) عَنْ عِلَّةِ الصِّيامِ فَقَالَ:" إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصِّيامَ لِيسْتَوِي بِهِ الْغَنِي وَ الْفَقِيرُ"[منلايحضره‏الفقيه، ج2، ص73].

روزه، سنت سحر خيزى را در انسان به وجود مى‏آورد.

روزه، رمز سلامتى است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):صُومُوا تَصِحُّوا[الدعوات، ص76].

روزه، عامل تقوا است:لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/138].

روزه، عامل اخلاص است: قَالَتْ فَاطِمَةُ(ع)فِي خُطْبَتِهَا:فَرَضَ اللَّهُ الصِّيامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ[علل‏الشرائع، ج1، ص248].

روزه، عامل تقويت اراده است.

روزه، زمينه ساز عدالت اجتماعى است.

روزه، يادآور قيامت است: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ[أمالى صدوق، ص93].

رمضان، ماه رسيدگى به محرومان است؛ امام سجاد(ع)، هر غروب گوسفندى ذبح مى‏كرند و آبگوشت مى‏پختند و با ظرفها نزد محرومان مى‏بردند و خود با نان و خرما افطار مى‏فرمودند.[كافى، ج4، ص68].

براى روزه داران درب مخصوص به بهشت وجود دارد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):إِنَّ لِلْجَنَّةِ بَاباً يدْعَى الرَّيانَ لَا يدْخُلُ منهُ إِلَّا الصَّائِمُونَ[معانيالأخبار، ص409].

روزه امانت است:

انما الصوم امانة فليحفظ احدكم امانة[محجة، ج2، ص136].؟؟؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لِكلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ الْأَبْدَانِ الصِّيامُ[كافى، ج4، ص62].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):لِأَصْحَابِهِ أَ لَا أُخْبِرُكمْ بِشَيءٍ إِنْ أَنْتُمْ فَعَلْتُمُوهُ تَبَاعَدَ الشَّيطَانُ منكمْ كمَا تَبَاعَدَ الْمَشْرِقُ من الْمَغْرِبِ قَالُوا بَلَى قَالَ الصَّوْمُ يسَوِّدُ وَجْهَهُ وَ الصَّدَقَةُ تَكسِرُ ظَهْرَهُ[كافى، ج4، ص62].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):الصَّائِمُ فِي عِبَادَةٍ وَ إِنْ كانَ عَلَى فِرَاشِهِ مَا لَمْ يغْتَبْ مُسْلِماً[كافى، ج4، ص64].

2. فلسفه روزه

1- حضرت امير(ع)مى‏فرمايند:" رسول الله(ص)در شب معراج از خداوند سوال كردند كه:يا رَبِّ وَ مَا مِيرَاثُ الصَّوْمِ؟ قَالَ: يورِثُ الحِكمَةَ وَ الحِكمَةُ تُورِثُ الْمَعْرِفَةَ وَ الْمَعْرِفَةُ تُورِثُ الْيقِينَ"[إرشادالقلوب، ج1، ص203].

2- قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):وَ الصِّيامَ ابْتِلَاءً لِإِخْلَاصِ الْخَلْقِ[نهج‏البلاغه، حكمت 252].

3-يا أَيهَا الَّذِينَ آمنوا كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ[بقره/183].

قَالَ الرِّضَا(ع):عِلَّةُ الصَّوْمِ لِعِرْفَانِ مَسِّ الْجُوعِ وَ الْعَطَشِ لِيكونَ ذَلِيلًا مُسْتَكيناً مَأْجُوراً مُحْتَسِباً صَابِراً وَ يكونَ ذَلِك دَلِيلًا لَهُ عَلَى شَدَائِدِ الآخِرَةِ مَعَ مَا فِيهِ من الِانْكسَارِ لَهُ عَنِ الشَّهَوَاتِ وَاعِظاً لَهُ فِي الْعَاجِلِ دَلِيلًا عَلَى الآجِلِ لِيعْلَمَ شِدَّةَ مَبْلَغِ ذَلِك من أَهْلِ الْفَقْرِ وَ الْمَسْكنَةِ فِي الدُّنْيا وَ الآخِرَةِ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص73].

4- خدا ترسي در ظاهر و باطن:لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

5- چشيدن فقر: قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّمَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الصِّيامَ لِيسْتَوِي بِهِ الْغَنِي وَ الْفَقِيرُ[من لايحضره‏الفقيه، ج2، ص73. : 73]

6- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):صُومُوا تَصِحُّوا[الدعوات، ص76].

7- روزه داراي مراتب است: فيض كاشانى: روزه چند درجه دارد:

مراتب روزه:

الف)خودداري از مفطرات.

ب)خودداري از مفطرات و پرهيز از گناهان.

ج)خودداري از مفطرات و پرهيز از گناهان و خالي بودن دل از غير خدا.

الف - روزه عوام: دورى از غذا و شهوت و آب

ب - روزه خواص: دورى اعضا از گناه

ج - روزه خواص خواص: دورى از عالم ماده و توجه به عالم معنا، دورى فكر و دل از انحراف و در حقيقت روزه قلب است[محجة البيضاء، ج2، ص131].

قَالَتْ فَاطِمَةُ(ع):فِي خُطْبَتِهَا فَرَضَ اللَّهُ الصِّيامَ تَثْبِيتاً لِلْإِخْلَاصِ[علل‏الشرائع، ج1، ص248].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):يا مَعْشَرَ الشَّبَابِ عَلَيكمْ بِالْبَاهِ فَإِنْ لَمْ تَسْتَطِيعُوهُ فَعَلَيكمْ بِالصِّيامِ فَإِنَّهُ وِجَاوهُ[كافى، ج4، ص180].

8- قَالَ الْكاظِمُ(ع):لِكلِّ شَيءٍ زَكاةٌ وَ زَكاةُ الْأَجْسَادِ الصَّوْمُ[كافى، ج4، ص63].

9- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):صُومُوا تَصِحُّوا[الدعوات، ص76].

10- قَالَ الْكاظِمُ(ع):إذا نزلت بالرجل الشدة و النازلة فليصم فإن الله سبحانه يقول "اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلاةِ "(بقره/153) و الصبر الصوم[الدعوات، ص26].

11- شهوت و غضب را تعديل مى‏كند.[محجة البيضاء، ج5، ص157].

12-لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

13- خود دارى از خواسته‏هاى مشروع، زمينه را براى خوددارى از محرمات فراهم مي آورد.[مصباح الشريعه، ص135].

14- روزه و تقويت اراده و استقامت.

14 بار واژه صبر و 14 بار واژه صوم در قرآن آمده.

15- آزادى از شرك، چراكه تنها عبادت مخفى روزه است.

16- روزه و قناعت و استقلال.

17- مواسات و مساوات[فروع كافى، وسائل الشيعه، ج7، ص2].

18- روزه و بهداشت معده و دستگاه گوارش.[اولين دانشگاه آخرين پيامبر، ج3، مع الطب فى القرآن الكريم]، (روش نوين براى درمان بيماري ها).

19- روزه و قيامت،

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ[أمالى صدوق، ص93].

20- روزه و شكر نعمتها،

روايتى از حضرت صادق(ع)در شرح مصباح الشريعه، ص136.

21- روزه و نظم و انضباط،

قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):وَ نَظْمِ أَمْرِكمْ[نهج‏البلاغه، نامه 47].

22- روزه و تنوع،

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):سياحة أمتي الصيام[تأويل‏الآيات‏الظاهرة، ص216].

23ـ روزه و غفلت زدايي،

قَالَ الْكاظِمُ(ع):فَالْعَجَبُ كلُّ الْعَجَبِ من الضَّاحِك اللَّاعِبِ فِي الْيوْمِ الَّذِي يثَابُ فِيهِ الْمُحْسِنُونَ وَ يخِيبُ فِيهِ الْمُقَصِّرُونَ[كافى، ج4، ص181].

24ـ تمرين اراده است

25ـ ژان ژاك روسو مى‏گويد:

1- بزرگترين اختلاف بين انسان و حيوان فهم و فكر نيست، بلكه اراده و اختيار است.

2- سخن ارزشى ندارد، اراده ارزش دارد.

اصل همت است نه قامت.

4- همه خطاها و لغزشها به خاطر نداشتن اراده قوى است.

5- سعادت و بزرگى انسان مربوط به اراده اوست.

6- مقدرات انسان در كنار اراده اوست.

7- اراده، گنجى است در سينه مخفى.

26- روزه هر چند كه بر امتهاى پيشين نيز واجب بوده، ولى روزه ماه رمضان مخصوص انبياء بوده است.

27- اهميت روزه به قدرى است كه در روايات پاداش بسيارى از عبادات را همچون پاداش روزه دانسته‏اند.

28- باعث تقويت عاطفه است، چرا كه درد و رنج ديگران را احساس مى‏كند.

29- زمينه ترك گناه را براى انسان آماده مى كند.

3. اقسام روزه

1. روزه در گرما

1- قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):حُبِّبَ إِلَي الصَّوْمُ بِالصَّيفِ وَ قِرَى الضَّيفِ وَ الضَّرْبُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِالسَّيفِ[مستدرك‏الوسائل، ج7، ص505].

2- قَالَ الصَّادِقُ(ع):أَفْضَلُ الْجِهَادِ الصَّوْمُ فِي الْحَرِّ[بحارالأنوار، ج93، ص256].

3- قَالَ الصَّادِقُ(ع):من صام يوما في الحر فأصابه ظمأ وكل الله عز و جل به ألف ملك يمسحون وجهه و يبشرونه حتى إذا أفطر قال الله عز و جل ما أطيب ريحك و روحك ملائكتي اشهدوا أني قد غفرت له[ثواب‏الأعمال، ص52].

2. روزه كودكان

قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِنَّا نَأْمُرُ صِبْيانَنَا بِالصَّلَاةِ وَ الصِّيامِ مَا أَطَاقُوا منهُ إِذَا كانُوا أَبْنَاءَ سَبْعِ سِنِينَ[بحارالأنوار، ج85، ص134].

عَنِ الصَّادِقِ(ع):أَنَّهُ كانَ يأْمُرُ الصَّبِي بِالصَّوْمِ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ بَعْضَ النَّهَارِ فَإِذَا رَأَى الْجُوعَ وَ الْعَطَشَ غَلَبَ عَلَيهِ أَمَرَهُ فَأَفْطَرَ[دعائم‏الإسلام، ج1، ص194].

3. روزه مستحبي

1- درروايات هر ماه سه روز روزه مستحبى سفارش شده. آرى، اگر ماشين هر ماه سرويس شود سالم‏تر است.

قالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من صَامَ ثَلَاثَةَ أَيامٍ من كلِّ شَهْرٍ كانَ كمن صَامَ الدَّهْرَ لِأَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يقُولُ من جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها[دعائم‏الإسلام، ج1، ص283].

2- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من صَامَ يوْماً تَطَوُّعاً فَلَوْ أُعْطِي مِلْ‏ءَ الْأَرْضِ ذَهَباً مَا وُفِّي أَجْرَهُ دُونَ يوْمِ الْحِسَابِ[معاني الأخبار، ص409].

3- روزه دار (روزه مستحبى) كه دعوت مومنى را بپذيرد، ماجور است.

4- روزه مستحبى را به خاطر دعوت مؤمن و شاد كردن او افطار كند، و بر ميزبان هم منت نگذارد كه به خاطر شما افطار كردم.

قَالَ الصَّادِقُ(ع):من دَخَلَ عَلَى أَخِيهِ وَ هُوَ صَائِمٌ فَأَفْطَرَ عِنْدَهُ وَ لَمْ يعْلِمْهُ بِصَوْمِهِ فَيمن عَلَيهِ كتَبَ اللَّهُ لَهُ صَوْمَ سَنَةٍ[كافى، ج4، ص150].

5- قَالَ الصَّادِقُ(ع):فِطْرُك لِأَخِيك وَ إِدْخَالُك السُّرُورَ عَلَيهِ أَعْظَمُ من أَجْرِ صِيامِك[المحاسن، ج2، ص412].

6- قَالَ الصَّادِقُ(ع):لَإِفْطَارُك فِي منزِلِ أَخِيك الْمُسْلِمِ أَفْضَلُ من صِيامِك سَبْعِينَ ضِعْفاً أَوْ تِسْعِينَ ضِعْفاً[كافى، ج4، ص151].

8- قالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من فِقْهِ الضَّيفِ أَنْ لَا يصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ صَاحِبِهِ وَ من طَاعَةِ الْمَرْأَةِ لِزَوْجِهَا أَنْ لَا تَصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِهِ وَ أَمْرِهِ[كافى، ج4، ص151].

همچنين روزه فرزند بدون اذن والدين و عبد بدون اذن مولى.[فروع كافى، ج4، ص151].

بَابُ كرَاهَةِ صَوْمِ الضَّيفِ نَدْباً بِدُونِ إِذْنِ مُضِيفِهِ وَ بِالْعَكسِ.[وسائل‏الشيعة، ج10، ص528].

قالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من صَلَاحِ الْعَبْدِ وَ طَاعَتِهِ وَ نُصْحِهِ لِمَوْلَاهُ أَنْ لَا يصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ مَوْلَاهُ وَ أَمْرِهِ وَ من بِرِّ الْوَلَدِ أَنْ لَا يصُومَ تَطَوُّعاً إِلَّا بِإِذْنِ أَبَوَيهِ وَ أَمْرِهِمَا وَ إِلَّا كانَ الضَّيفُ جَاهِلًا وَ كانَتِ الْمَرْأَةُ عَاصِيةً وَ كانَ الْعَبْدُ فَاسِقاً عَاصِياً وَ كانَ الْوَلَدُ عَاقّاً[كافى، ج4، ص151].

4. تفسير آيه روزه

يا أَيهَا الَّذِينَ آمنوا كتِبَ عَلَيكمُ الصِّيامُ كما كتِبَ عَلَى الَّذِينَ من قَبْلِكمْ لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد بر شماروزه گرفتن حتمى است، همان گونه كه بر امت‏هاى قبل از شما حتمى بوده است تا شايد پروا كنيد.

در اين آيه وجوب روزه و بركات آن بيان شده است.

مسلمانان همين كه هلال ماه شب اول رمضان را ديدند از طلوع فجر تا اول مغرب تمام ماه را بايد روزه بگيرند، روزه نيز همانند نماز و زكات و حج و جهاد و امر معروف و نهى از منكر در همه اديان بوده است. روزه گرفتن در ماه رمضان واجب و در عيد فطر و قربان حرام و در ساير ايام مستحب است. لكن روزه گرفتن در بعضى از روزهاى سال پاداش‏هاى فراوانى دارد.

بركات روزه

1- تقوا: كسي كه سى روز تمرين كرد و نان و آب خودش را نخورد؛ قدرت كنترل نسبت به نان و آب مردم را خواهد داشت. در ماه رمضان آمار مفاسد و گناهان كم مى‏شود.

2- مقاومت روزه به ما ياد مى‏دهد كه مى‏توان مصرف را كم كرد و مى‏توان در برابر تهديد ابرقدرت‏ها زاهدانه زندگى كرد و زير بار فشارهاى اقتصادى ديگران نرفت.

3- روزه، استراحتى به دستگاه گوارش است تا مواد زائد ذخيره بدن سوخته شود.

4- روزه، چشيدن مزه گرسنگى و تشنگى است كه انسان را به ياد گرسنگان و تشنگان مى‏اندازد.

5- روزه گرفتن به دل صفا مى‏دهد، همان گونه كه پرخورى و پرحرفى انسان را سنگ دل مى‏كند. كسانى كه هميشه به هنگام ميل به غذا مشغول خوردن شده‏اند، مثل درختان كنار جوى آبند كه داراى چوبى بى دوامند.

5. آداب روزه

1- حفظ زبان

حضرت رسول(ص)شنيد كه زن روزه دارى به خادم خود ناسزا گفت، او را احضار كرد و فرمود: اين غذا را بخور. گفت: روزه هستم. حضرت فرمودند:كيفَ تَكونِينَ صَائِمَةً وَ قَدْ سَبَبْتِ جَارِيتَك[كافى، ج4، ص87].

2- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):مَا من عَبْدٍ صَالِحٍ يشْتَمُ فَيقُولُ إِنِّي صَائِمٌ سَلَامٌ عَلَيك لَا أَشْتِمُك كمَا شَتَمْتَنِي إِلَّا قَالَ الرَّبُّ تَبَارَك وَ تَعَالَى اسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ من شَرِّ عَبْدِي فَقَدْ أَجَرْتُهُ من النَّارِ[كافى، ج4، ص88].

رسول خدا(ص)مى‏فرمايند:" 1- خداوند درباره افرادى كه مورد فحش قرار مى‏گيرند و به احترام روزه جواب بد نمى‏گويند مى‏فرمايد:اسْتَجَارَ عَبْدِي بِالصَّوْمِ من عَبْدِي أَجِيرُوهُ من نَارِي وَ أَدْخِلُوهُ جَنَّتِي[ثواب‏الأعمال، ص51].

2ـ اجتناب از غيبت

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من اغْتَابَ مُسْلِماً أَوْ مُسْلِمَةً لَمْ يقْبَلِ اللَّهُ تَعَالَى صَلَاتَهُ وَ لَا صِيامَهُ أَرْبَعِينَ يوْماً وَ لَيلَةً إِلَّا أَنْ يغْفِرَ لَهُ صَاحِبُهُ[جامع‏الأخبار، ص146].

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من اغْتَابَ مُسْلِماً فِي شَهْرِ رَمَضَانَ لَمْ يوجَرْ عَلَى صِيامِهِ[جامع‏الأخبار، ص146].

3ـ مراقبت از چشم و گوش

قَالَتْ فَاطِمَةُ(ع):مَا يصْنَعُ الصَّائِمُ بِصِيامِهِ إِذَا لَمْ يصُنْ لِسَانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوَارِحَهُ[دعائم‏الإسلام، ج1، ص268].

قَالَ الرِّضَا(ع):قَدْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَى كلِّ جَارِحَةٍ حَقّاً لِلصِّيامِ فَمن أَدَّى حَقَّهَا كانَ صَائِماً وَ من تَرَك شَيئاً منهَا نَقَصَ من فَضْلِ صَوْمِهِ بِحَسَبِ مَا تَرَك منهَا[فقه‏الرضا(ع)، ص201].

قال النبى(ص):خمس خصال يفطرن الصائم... الكذب و الغيبة و النميمه و النظر بشهوة و اليمين الكاذبه[نهج الفصاحه، جمله 1459].

قال رسول الله(ص):انما الصوم امانة فليحفظ احدكم امانته و لما تلى قوله تعالى ان الله يامركم ان تؤدوا الامانات الى اهلها وضع(ص) يده على سمعه و بصره فقال السمع امانة و البصر امانة[محجة البيضاء، ج2، ص136].

آرى، اين است ديد و بينش خداپرست و اين جهان بينى چه آثار مثتبى دارد.

آداب مراقبت از چشم و گوش

قَالَ الصَّادِقُ(ع):إِذَا صُمْتَ فَلْيصُمْ سَمْعُك وَ بَصَرُك من الْحَرَامِ وَ الْقَبِيحِ وَ دَعِ الْمِرَاءَ وَ أَذَى الْخَادِمِ وَ لْيكنْ عَلَيك وَقَارُ الصِّيامِ وَ لَا تَجْعَلْ يوْمَ صَوْمِك كيوْمِ فِطْرِك[كافى، ج4، ص87].

4ـ قلب و فكر سالم

قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):صوم القلب خير من صيام اللسان و صيام اللسان خير من صيام البطن[غررالحكم، ص176].

قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):صيام القلب عن الفكر في الآثام أفضل من صيام البطن عن الطعام[غررالحكم، ص176].

البته در تفسيراين گونه روايات بايد توجه شود كه معناى حديث اين نيست كه اگر قلب تو صاف و نهايت ساكت بود نيازى به روزه نيست.

5ـ ذكر و دعا

قَالَ الصَّادِقُ(ع):كانَ عَلِي بْنُ الْحُسَينِ(ع) إِذَا كانَ شَهْرُ رَمَضَانَ لَمْ يتَكلَّمْ إِلَّا بِالدُّعَاءِ وَ التَّسْبِيحِ وَ الِاسْتِغْفَارِ وَ التَّكبِيرِ فَإِذَا أَفْطَرَ قَالَ اللَّهُمَّ إِنْ شِئْتَ أَنْ تَفْعَلَ فَعَلْتَ[كافى، ج4، ص88].

6ـ سحر خيزى

1- سنت سحرخيزى: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):تَسَحَّرُوا وَ لَوْ بِجُرَعِ الْمَاءِ أَلَا صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَى الْمُتَسَحِّرِينَ[تهذيب‏الأحكام، ج4، ص198].

وَ الْمُسْتَغْفِرِينَ بِالأَْسْحارِ[آل عمران/17].

7ـ خوشرفتارى با كارگر

1- قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):خَفِّفُوا عَلَى الْمَمْلُوكينَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ[مستدرك‏الوسائل، ج7، ص434].

و فى حديث آخر:

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من خَفَّفَ عَنْ مَمْلُوكهِ فِيهِ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ وَ أَعْتَقَهُ من النَّارِ[دعائم‏الإسلام، ج1، ص268].

8ـ رشد و سازندگى

امام صادق(ع)در حديثى مى‏فرمايند:لَا يكونُ يوْمُ صَوْمِك كيوْمِ فِطْرِك[كافى، ج4، ص87].

9ـ اطعام و افطاري دادن:

1- امام سجاد(ع)همين كه روزه بود گوسفندى ذبح و در خانه غذا و در خانه غذا تهيه و هنگام غروب سينى‏ها را حاضر و غذاى پخته براى مردم مى‏فرستاد ولى خودش با نان و خرما افطار مى‏كرد.[كافى، ج4، ص68].

10ـ اطاعت (سياسى - خانوادگى)

قَالَ الصَّادِقُ(ع):لا صيام لمن عصى الإمام و لا صيام لعبد آبق حتى يرجع و لا صيام لامرأة ناشزة حتى تتوب و لا صيام لولد عاق حتى يبر[دعائم‏الإسلام، ج1، ص268].

6. دستور العمل ها

1-ياد خدا:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّكمْ بِنِياتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ[أمالى صدوق، ص93].

2-ياد قيامت:وَ اذْكرُوا بِجُوعِكمْ وَ عَطَشِكمْ فِيهِ جُوعَ يوْمِ الْقِيامَةِ وَ عَطَشَهُ[أمالى صدوق، ص93].

3-ياد محرومان:وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِكمْ وَ مَسَاكينِكمْ[أمالى صدوق، ص93].

تَحَنَّنُوا عَلَى أَيتَامِ النَّاسِ يتَحَنَّنْ عَلَى أَيتَامِكمْ

3-روابط خانوادگى يا عاطفى:وَقِّرُوا كبَارَكمْ وَ ارْحَمُوا صِغَارَكمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَكمْ[أمالى صدوق، ص93].

4-حفظ زبان:وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَكمْ[أمالى صدوق، ص93].

5-كنترل چشم و گوش:وَ غُضُّوا عَمَّا لَا يحِلُّ النَّظَرُ إِلَيهِ أَبْصَارَكمْ[أمالى صدوق، ص93].

6-جبران گذشته‏ها:تُوبُوا إِلَى اللَّهِ من ذُنُوبِكمْ[أمالى صدوق، ص93].

7-خانه تكانى:ظُهُورَكمْ ثَقِيلَةٌ من أَوْزَارِكمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِكمْ[أمالى صدوق، ص93].

8-بازسازى:قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص):من حَسَّنَ منكمْ فِي هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ كانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ يوْمَ تَزِلُّ فِيهِ الْأَقْدَامُ[أمالى صدوق، ص93].

9-رابطه با قرآن:من تَلَا فِيهِ آيةً من الْقُرْآنِ كانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ من خَتَمَ الْقُرْآنَ فِي غَيرِهِ من الشُّهُورِ

11-تمرين تمركز:أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِي هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ

8. روزه ودعا

1. ارتباط روزه با دعا

آيهوَ إِذا سَأَلَك عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيومنوا بِي لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ[بقره/186].

بين آيات روزه آمده است.

اولين آيه پيام تقوى دارد.لَعَلَّكمْ تَتَّقُونَ[بقره/183].

آخرين آيه نيز پيام تقوا است.لَعَلَّهُمْ يتَّقُونَ[بقره/187].

آيه دعا در اين بين، پيام رشد دارد.لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ[بقره/186].

در ماه رمضان براى دعا حساب جدائى باز شده است و براى اين ماه دعاهاى زيادى سفارش شده است، دعا در ماه رمضان مستجاب مى‏شود، تلاوت قرآن و دعا رابطه انسان با خداست، تلاوت يك آيه قرآن در ماه رمضان مثل خواندن تمام قرآن در غير ماه رمضان است، قرآن در ماه رمضان نازل شدهإِنّا أَنْزَلْناهُ فِي لَيلَةِ الْقَدْرِ[قدر/1].

در ماه رمضان شب قدر وجود دارد كه عبادت در آن يك شب از عبادت هزار ماه بهتر استلَيلَةُ الْقَدْرِ خَيرٌ من أَلْفِ شَهْرٍ[قدر/3].

شب قدر يكى از سه شب 19 و 21 و 23 است و احتمال شب 23 بيشتر است.

در آن شب فرشتگان آسمان به زمين نازل و خدمت حضرت مهدى عجل الله تعالى فرجه مى‏رسند و در آن شب سرنوشت تلخ و شيرين يك سال مردم تعيين مى‏شود.

براى تلاوت قرآن آدابى است نظير باوضو بودن، آرام خواندن و فكر كردن. همان گونه كه براى دعا نيز آدابى است از قبيل دعاى دست جمعى، دعا به ديگران قبل از دعاى براى خود، روبه قبله بودن، دست‏ها را در برابر صورت بلند كردن و ده مرتبه يا الله گفتن. در حديث مى‏خوانيم هر كس مى‏خواهد دعاى او قبول شود بايد لقمه حلال بخورد و قبل از دعا از لغزشهاى خود استغفار كند. گريه:

گريه از خوف خداوند از كمالات انسانى است كه در قرآن و حديث سفارش زياد شده است. گريه از جوان ارزش بيشترى دارد، دل را صفا و انسان را با خدا آشتى و گناهان را مى‏بخشد. گريه نداشتن نشانه سنگدلى است. از بركات ماه رمضان مناجات‏ها و گريه‏ها و استغفارهاى آن است.

2. آثار دعا

جلب عنايت خداوند:قُلْ ما يعْبَوا بِكمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاوكمْ[فرقان/77].

جلوگيرى از استكبار:ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكمْ إِنَّ الَّذِينَ يسْتَكبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي[غافر/60].

همراه شدن با مجموعه خلقت:من فِي السَّماواتِ وَ الأَْرْضِ كلٌّ لَهُ قانِتُونَ[روم/26].

قَالَ أَمِيرُ الْمُومنينَ(ع):يا من يسأله من في السماوات و الأرض[مفتاح‏الفلاح، ص139].

فراهم شدن زمينه رشد:لَعَلَّهُمْ يرْشُدُونَ[بقره/186].

رشد و موفّقيت در:

1- طهارت روحخُذْ من أَمْوالِهِمْ[توبه/103].

2- اخلاص

3- رعايت حلال و حرام

4- رسيدن به مقام قرب و تزكيه نفس

5- درمان بيماري ها

6- پيدا كردن هدف و جلوگيرى از افسردگى، نظير هيوم.

7- ايجاد روحيه در ميادين نبرد و شب هاى عمليات.

8- گسترش روحيه استقامت در اسارت و زندان هاى طاغوت.

9- خودشناسى

10- خداشناسى

11- جهان‏شناسى.

لطف خداوند به اهل دعا:وَ إِذا سَأَلَك عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّاعِ[بقره/186].

هفت مرتبه ضمير متكلم وحده به كار برده و نفرمودهفقلبلكهفَإِنِّي قَرِيبٌ[بقره/186].

معلوم مى‏شود خود فرد نزديك شده، زيرا در حقيقت او دعوت شده از طرف خداست و چنين فردى در نزد خداوند محترم است.فَلْيسْتَجِيبُوا لِي[بقره/186].

3. انواع دعا

1- عوام

2- خواص

3- خاص الخاص

4- اولياء

انگيزه‏هاى دعا:

1- ترس

2- عشق

3- محبت

4- كينه

4. آداب دعا

آداب دعا در قرآن

1-همراه با اخلاص باشد:فَادْعُوا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ[غافر/14].

2-با ترس و اميد باشد:وَ ادْعُوهُ خَوْفاً وَ طَمَعاً[اعراف/56].

3-با عشق و رغبت باشد:وَ يدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً[انبياء/90].

4-با تضرع باشد:ادْعُوا رَبَّكمْ تَضَرُّعاً[اعراف/55].

5-با صداى آهسته باشد و بلند دعا نكند:ادْعُوا رَبَّكمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيةً إِنَّهُ لا يحِبُّ الْمُعْتَدِينَ[اعراف/55].

6-ايمان به اجابت داشته باشد:فَلْيسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيومنوا بِي[بقره/186].

7-دعا در همه جا ممكن است:فَإِنِّي قَرِيبٌ[بقره/186].

رعايت نكردن هر يك از شرايط و آداب فوق ممكن است عدم اجابت را به دنبال داشته باشد

5. شرايط دعا

1- طهارت

2- تمجيد و ثناى خدا

3- حسن ظن به اجابت

4- اصرار در دعا

5- صلوات قبل از دعا

6- رعايت حلال و حرام

7- رعايت اوقات و اماكن خاصه

8- توبه و اقرار به گناه

9- تضرع و ابتهال حضور قلب، اخلاص.

ماه عاشقی

بسم الله الرحمن الرحیم

شهر رمضان ، الذی انزلت فیه القرآن ، هدی للناس و بینات من الهدی والفرقان و

جعلتها فیه لیله القدر و جعلتها خیر من الف شهر ...

فراررسیدن ماه مهمانی خدا ،

ماه نماز و تلاوت قرآن و استغفار

ماه رمضان

 بر تمامی عزیزان و مومنان سحرخیز و شب زنده دار مبارک باد .

اگر یادتان ماند و باران گرفت

دعایی به حال بیابان کنید

التماس دعا